تحلیل فقهی ـ حقوقی نسبت روایت دعائمالاسلام (ولایت) با اصل اوجب واجبات بودن حفظ نظام در اندیشه امام خمینی(س)
کلمات کلیدی:
ولایت فقیه, وجوب حفظ نظام, اوجب واجبات, امام خمینی, فقه سیاسی شیعه, دعائم الإسلامچکیده
حفظ نظام تعبیری پربسامد و البته دارای نقش محوری در اندیشهورزی سیاسی ـ فقهی امام خمینی(س) است تا جائیکه آن را از اوجب واجبات معرفی میکند. در عین حال، روایت «بُنِی الإسلامُ على خمس… والولایة رأسُها» که به روایت دعائم الاسلام مشهور است ولایت را در رأس همه ارکان دین معرفی میکند. پرسش اصلی این پژوهش آن است که اگر ولایت رأس دین و ضامن تحقق سایر ارکان است، چگونه میتوان حفظ نظام را اوجب واجبات و حتی آن را مقدم بر ولایت دانست؟ این تحقیق با هدف تبیین نسبت این دو گزاره، ابتدا به روش توصیفی مبانی فقهی روایت دعائم و جایگاه ولایت و سپس مبانی عقلی و نقلی وجوب حفظ نظام از منظر امام خمینی را بررسی نموده و در ادامه، شرایط و ویژگیهای نظامی که حفظ آن واجب است، شامل مشروعیت الهی، توان اقامه شریعت، عدالت، رعایت مصالح امت و اسلامیت ساختار را تحلیل خواهد نمود. یافتههای پژوهش نشان میدهد که ولایت بهمثابه رکن و رأس، و نظام بهمثابه بستر و حافظ آن، دو مفهوم متعارض نیستند؛ بلکه حفظ نظام بهعنوان اوجب واجبات، ناظر به ضرورت عملی برای تحقق ولایت و سایر احکام است و در نتیجه نظامی که واجب است حفظ شود، نه هر نظامی، بلکه نظامی است که از مقبولیت، مشروعیت دینی عدالت و توان اقامه شریعت برخوردار باشد.
دانلودها
دانلودها
چاپ شده
ارسال
بازنگری
پذیرش
شماره
نوع مقاله
مجوز
حق نشر 2025 احمدرضا عادلپور; آیتالله عباسعلی روحانی , زهرا وطنی, زهره خانی (نویسنده)

این پروژه تحت مجوز بین المللی Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 می باشد.