بررسی تطبیقی عوامل بقا و زوال حکومت از منظر قطبالدین شیرازی و ملاصدرا
کلمات کلیدی:
بقای حکومت, زوال حکومت, قطبالدین شیرازی, ملاصدرا, عدالت, جهالت, فلسفه سیاسی اسلامیچکیده
پژوهش حاضر با هدف بررسی تطبیقی عوامل بقا و زوال حکومت در اندیشه قطبالدین شیرازی و ملاصدرا انجام شده است. مسئله اصلی پژوهش آن است که این دو فیلسوف مسلمان، پایداری و انحطاط حکومت را بر پایه چه مبانی معرفتشناختی، هستیشناختی، اخلاقی و سیاسی تبیین کردهاند و دیدگاههای آنان چه اشتراکها و تفاوتهایی دارد. روش پژوهش توصیفی، تحلیلی و تطبیقی است و اطلاعات مورد نیاز با استفاده از منابع کتابخانهای و تحلیل آثار مرتبط گردآوری شده است. یافتهها نشان میدهد که قطبالدین شیرازی سیاست را بخشی از حکمت عملی و ابزاری برای تنظیم مشارکت اجتماعی، تأمین مصالح عمومی و هدایت انسان به سعادت دنیوی و اخروی میداند. در اندیشه او، عدالت، اعتدال قوای اجتماعی، شایستگی حاکم، تعاون مردم و پیوند دین و سیاست مهمترین عوامل بقای حکومتاند؛ درحالیکه ظلم، واگذاری امور به افراد ناشایست، غلبه هواهای نفسانی و برهم خوردن تعادل ساختارهای سیاسی و اقتصادی زمینه زوال حکومت را فراهم میکنند. در مقابل، ملاصدرا ریشه عمیق انحطاط سیاسی را در جهالت، ضعف معرفت حقیقی، غلبه شهوت و غضب بر عقل، ظاهرگرایی دینی و فساد عالمان و حاکمان میداند. در حکمت متعالیه، انسان و جامعه دارای حرکتی تدریجی به سوی کمال یا انحطاطاند و حکومت از طریق قوانین، تربیت و ساختارهای اجتماعی در شکلگیری وجود اخلاقی شهروندان تأثیر میگذارد. نتایج تطبیقی نشان میدهد که عدالت در اندیشه قطبالدین صورت نهادی بقای حکومت و جهالت در اندیشه ملاصدرا علت معرفتی زوال آن است. این دو دیدگاه مکمل یکدیگرند؛ زیرا جهالت به فساد اخلاقی، فساد اخلاقی به ظلم سیاسی و ظلم به کاهش اعتماد، تعاون و مشروعیت حکومت منتهی میشود. بنابراین، بقای حقیقی حکومت در گرو هماهنگی معرفت، فضیلت، عدالت، قانون، مشارکت اجتماعی و جهتگیری حکومت به سوی کمال انسانی است.
دانلودها
دانلود
گاهشمار انتشار
- ارسال
- بازنگری
- پذیرش
شماره
نوع مقاله
مجوز
حق نشر 2025 Badri Rahimi (Author); Akbar Ghorbani; Javad Ostad Mohammadi (Author)

این پروژه تحت مجوز بین المللی Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 می باشد.