واکاوی پدیدارشناسانه تجربه درونی اطاعت اخلاقی از شریعت در میان مؤمنان جوان
هدف این پژوهش، واکاوی پدیدارشناسانه تجربه درونی اطاعت اخلاقی از شریعت در میان جوانان مؤمن ایرانی است تا ابعاد عاطفی، شناختی و رفتاری این تجربه در بستر زیسته آنان بررسی شود. این مطالعه با رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی توصیفی انجام شد. مشارکتکنندگان شامل ۱۶ جوان مؤمن ساکن تهران بودند که بهصورت هدفمند انتخاب شدند. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختیافته جمعآوری شد و فرآیند گردآوری تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. تحلیل دادهها با استفاده از روش هفتمرحلهای کلایزی و بهرهگیری از نرمافزار NVivo انجام گرفت. تحلیل دادهها منجر به استخراج سه مقوله اصلی شد: «تجربه عاطفی اطاعت اخلاقی»، «چالشهای درونی اطاعت» و «زمینهسازهای پایدارسازی اطاعت». در هر مقوله، زیرمقولههایی مانند آرامش معنوی، شرم مقدس، وسوسههای درونی، فشار اجتماعی، تربیت خانوادگی، انس با قرآن و فهم فلسفی از احکام شناسایی گردید. مشارکتکنندگان اطاعت از شریعت را نهتنها بهمثابه تکلیف دینی، بلکه بهعنوان تجربهای درونی، معنادار، و اخلاقمحور توصیف کردند. یافتهها نشان میدهند که اطاعت از شریعت در میان جوانان مؤمن یک تجربه چندلایه و درونی است که با چالشها و انگیزشهای معنوی همراه است. این تجربه نیازمند درک، همراهی، و تبیین عقلانی و اخلاقی توسط نهادهای دینی و آموزشی است تا به تقویت دینداری پایدار در نسل جوان منجر شود.
شناسایی شاخصهای خودکنترلی اخلاقی بر مبنای آموزههای نهجالبلاغه
هدف این پژوهش شناسایی شاخصهای خودکنترلی اخلاقی بر مبنای آموزههای نهجالبلاغه با رویکردی کیفی و تفسیرمحور است. این مطالعه به روش کیفی و با بهرهگیری از تحلیل مضمون انجام شده است. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختیافته با ۲۰ نفر از متخصصان و استادان حوزه اخلاق اسلامی، معارف دینی و نهجالبلاغه در شهر تهران گردآوری شد. نمونهگیری به صورت هدفمند انجام گرفت و تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. متن مصاحبهها بهصورت واژهبهواژه پیادهسازی و با استفاده از نرمافزار NVivo تحلیل گردید. اعتبار دادهها از طریق بازبینی مشارکتکنندگان، همتایان و ثبت مراحل تحلیل تضمین شد. یافتههای پژوهش منجر به استخراج سه مقوله اصلی شامل «خودآگاهی اخلاقی»، «مدیریت تمایلات و انگیزهها» و «التزام عملی به ارزشها» شد. هر یک از این مقولهها شامل زیرمقولههایی مانند شناخت نفس، محاسبه نفس، مهار خشم، تعدیل شهوت، وفاداری به عهد و پرهیز از گناه پنهان بودند که هریک دارای کدهای مفهومی متعددی بودند. این شاخصها بازتابدهنده برداشتهای عمیق از مفاهیم اخلاقی در نهجالبلاغه هستند. یافتههای این پژوهش نشان میدهد که خودکنترلی اخلاقی در آموزههای نهجالبلاغه نهتنها یک مهارت روانی، بلکه یک فضیلت اخلاقی-معنوی با ابعاد شناختی، هیجانی و رفتاری است. بهرهگیری از این شاخصها میتواند در طراحی برنامههای تربیتی اسلامی و توسعه الگوهای بومی خودکنترلی مفید واقع شود.
شناسایی عناصر معرفتی مؤثر بر بازسازی اخلاقی در تجربه توبه با رویکرد تحلیل محتوایی
هدف پژوهش حاضر، شناسایی عناصر معرفتی مؤثر بر بازسازی اخلاقی در تجربه توبه با استفاده از رویکرد تحلیل محتوایی است. این پژوهش به روش کیفی و با رویکرد تحلیل محتوای قراردادی انجام شد. مشارکتکنندگان شامل ۲۴ فرد بزرگسال ساکن تهران بودند که تجربهای عمیق و تأملبرانگیز از توبه را پشت سر گذاشته بودند. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختیافته گردآوری شد و تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار NVivo صورت گرفت. نمونهگیری بهصورت هدفمند و تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. یافتههای پژوهش در سه مقوله اصلی طبقهبندی شدند: ۱) بیداری معرفتی در نقطه توبه، شامل مؤلفههایی چون درک بحران معنایی، خودآگاهی اخلاقی، و بازاندیشی در ارزشها؛ ۲) بازسازی هویت اخلاقی، شامل ندامت سازنده، آشتی با گذشته، و شکلگیری روایت اخلاقی جدید؛ و ۳) تعامل معرفتی با منابع اخلاقی، شامل بهرهگیری از متون دینی، گفتوگوهای اخلاقی، و مواجهه با الگوهای دینی. این مضامین نشاندهنده نقشی بنیادین برای عناصر شناختی و تأملمحور در فرآیند بازسازی اخلاقی پس از توبه است. تجربه توبه، نه صرفاً یک بازگشت احساسی، بلکه فرآیندی معرفتی، عقلانی و معنوی است که از طریق بازاندیشی اخلاقی، تعامل فعال با منابع دینی، و بازسازی شناختی هویت، به تحول اخلاقی منجر میشود. یافتهها میتوانند به طراحی مداخلات معنوی و روانشناختی مبتنی بر دین در حوزه بازسازی اخلاقی کمک نمایند.
واکاوی راهبردهای بازتولید گفتمان اخلاقی در شبکههای اجتماعی دینی
هدف این پژوهش، واکاوی راهبردهای بازتولید گفتمان اخلاقی در شبکههای اجتماعی دینی با تأکید بر شیوههای بازنمایی، اقناع اخلاقی، و مواجهه با موانع و فرصتها در این فضا است. این مطالعه با رویکرد کیفی و بهرهگیری از روش تحلیل مضمون انجام شد. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته با ۲۲ نفر از کاربران، تولیدکنندگان محتوا، و مدیران صفحات دینی در شبکههای اجتماعی گردآوری شد. نمونهگیری به صورت هدفمند و تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار NVivo و با مراحل کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام شد. یافتهها در سه مقوله اصلی شامل: بازنمایی گفتمان اخلاقی، راهبردهای اقناعی، و موانع و فرصتهای بازتولید تحلیل شد. در مقوله نخست، راهبردهایی مانند بهرهگیری از آیات و روایات، تجربه زیسته، تصویرسازی و استفاده از سبکهای مدرن شناسایی شد. در بخش اقناع اخلاقی، از مرجعیت دینی، استدلال عقلانی، تحریک هیجانی و الگوهای الهامبخش استفاده میشد. همچنین موانعی چون محدودیت الگوریتمی پلتفرمها، و فرصتهایی مانند ترندهای روز و مشارکت جمعی نیز مورد توجه قرار گرفت. بازتولید گفتمان اخلاقی در شبکههای اجتماعی دینی فرایندی پیچیده و چندلایه است که نیازمند تعامل میان محتوا، قالب و مخاطب میباشد. کاربران فعال دینی با استفاده از راهبردهای متنوع، سعی در حفظ عمق محتوای اخلاقی و همزمان افزایش جذابیت رسانهای دارند.
تحلیل کیفی معنای تقرب در اعمال عبادی با تمرکز بر مؤلفههای اخلاقی آن
هدف این پژوهش، تحلیل کیفی معنای «تقرب» در اعمال عبادی با تمرکز بر مؤلفههای اخلاقی آن از منظر تجربه زیسته افراد دیندار است. این مطالعه با رویکرد کیفی و روش تحلیل مضمون انجام شد. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته با ۱۶ نفر از افراد مذهبی ساکن تهران گردآوری شد. انتخاب مشارکتکنندگان بهصورت هدفمند و با رعایت تنوع نظری انجام شد. جمعآوری دادهها تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. تحلیل دادهها با استفاده از روش کدگذاری سهمرحلهای (باز، محوری و انتخابی) و با کمک نرمافزار NVivo صورت گرفت. یافتهها نشان داد که تقرب در تجربه زیسته مشارکتکنندگان، پدیدهای چندبعدی و عمیقاً اخلاقمحور است. سه مقوله اصلی از دادهها استخراج شد: «تجربه درونی تقرب»، «مؤلفههای اخلاقی در تقرب» و «نقش اعمال عبادی در رشد اخلاقی». هر یک از این مقولهها شامل چند زیرمقوله نظیر احساس حضور الهی، صداقت در نیت، تواضع، همدلی، و پالایش نیت از طریق دعا بود. مشارکتکنندگان تقرب را نهتنها بهعنوان تجربهای عبادی، بلکه بهمثابه فرایندی اخلاقی و اجتماعی ادراک میکردند. این پژوهش نشان داد که عبادات زمانی منجر به تقرب واقعی میشوند که با خلوص نیت، آگاهی اخلاقی، و تعهد اجتماعی همراه باشند. بنابراین تقرب را باید فراتر از مناسک ظاهری، بهمثابه فرآیندی اخلاقی، معنوی و اجتماعی در نظر گرفت. این نتایج میتواند در طراحی برنامههای تربیتی دینی مبتنی بر اخلاق اسلامی مورد استفاده قرار گیرد.
شناسایی عوامل مؤثر بر درونیسازی ارزشهای اخلاقی در آموزش غیررسمی دینی
هدف از این پژوهش، شناسایی عوامل مؤثر بر درونیسازی ارزشهای اخلاقی در آموزش غیررسمی دینی و تبیین ابعاد و مؤلفههای مرتبط با این فرایند در بستر فرهنگی ایران است. این مطالعه با رویکرد کیفی و روش تحلیل مضمون انجام شد. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته با ۲۰ نفر از مربیان، متربیان و فعالان حوزه آموزش دینی در شهر تهران گردآوری شد. مشارکتکنندگان به صورت هدفمند و با تنوع تجربی انتخاب شدند و فرایند جمعآوری دادهها تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. برای تحلیل دادهها از نرمافزار Nvivo و کدگذاری سهمرحلهای (باز، محوری و گزینشی) استفاده شد. تحلیل دادهها به شناسایی سه مقوله اصلی شامل «عوامل ارتباطی و انسانی»، «ساختارهای زمینهای و محیطی» و «مؤلفههای درونی فرد متربی» منجر شد. در ذیل این مقولهها، ۱۵ زیرمقوله و بیش از ۶۰ کد مفهومی استخراج شد. تعامل چهرهبهچهره، شخصیت مربی، تجربههای زیسته، فضای غیررسمی، پیوست فرهنگی و آمادگی روانی از جمله مؤثرترین عوامل در فرایند درونیسازی شناخته شدند. درونیسازی موفق ارزشهای اخلاقی نیازمند تعامل انسانی عمیق، محیط تربیتی معنادار و آمادگی شناختی-عاطفی در متربیان است. آموزش غیررسمی دینی، در صورت بهرهگیری از عناصر فرهنگی و ارتباطی مناسب، میتواند نقش مؤثری در تثبیت ارزشهای اخلاقی ایفا کند.
واکاوی ابعاد اخلاق در شریعت از منظر فلسفه اسلامی با روش تحلیل محتوای تفسیری
هدف این پژوهش واکاوی ابعاد اخلاق در شریعت اسلامی از منظر فلسفه اسلامی و تبیین جایگاه و نقش اخلاق در ساختار شریعت بر اساس تحلیل محتوای تفسیری است. این پژوهش با رویکرد کیفی و روش تحلیل محتوای تفسیری انجام شد. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته با ۱۸ نفر از اساتید و صاحبنظران حوزه فلسفه اسلامی و فقه در تهران جمعآوری گردید. نمونهگیری به صورت هدفمند و تا رسیدن به اشباع نظری انجام شد. دادههای گردآوریشده با استفاده از نرمافزار NVivo مورد تحلیل قرار گرفت و کدگذاری باز، محوری و انتخابی به منظور استخراج مقولات و مضامین اصلی صورت پذیرفت. تحلیل دادهها سه مضمون اصلی را شناسایی کرد: ۱) جایگاه اخلاق در ساختار شریعت (شامل غایتمندی، فلسفه تشریع، تعارض فقه و اخلاق)، ۲) نسبت فلسفه اسلامی و اخلاق شریعت (شامل غایتگرایی، نظریه فضیلت، تبیین فلسفی احکام اخلاقی)، و ۳) تجلیهای زیسته اخلاق در شریعت (شامل مصادیق عملی، تربیت اخلاقی، اخلاق اجتماعی). نتایج نشان داد که اخلاق هم هدف نهایی و هم پیشفرض احکام شرعی است و تفسیر فلسفی میتواند به تعمیق فهم و حل تعارضات احتمالی میان اخلاق و شریعت کمک کند. این پژوهش با ارائه مدلی مفهومی-تفسیری، بر اهمیت پیوند عمیق اخلاق و شریعت در اندیشه اسلامی تأکید دارد و ضرورت توجه مجدد به نقش عقلانیت و اهداف اخلاقی در تفسیر و آموزش احکام شرعی را برجسته میسازد. یافتهها میتواند راهگشای مجتهدان، مربیان و سیاستگذاران آموزشی در تبیین و ترویج اخلاق دینی باشد.
تحلیل کیفی رابطه تجربه معنوی و پایبندی اخلاقی در میان فعالان فرهنگی مسلمان
این پژوهش با هدف تحلیل کیفی رابطه تجربه معنوی و پایبندی اخلاقی در میان فعالان فرهنگی مسلمان انجام شد. مطالعه حاضر از نوع کیفی و با رویکرد تحلیل مضمون بود. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته با ۱۹ فعال فرهنگی مسلمان در تهران جمعآوری شد. نمونهگیری به صورت هدفمند و تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار NVivo و براساس روش تحلیل مضمون براون و کلارک انجام شد. نتایج پژوهش سه مقوله اصلی را نشان داد: تجربه معنوی زیسته، پایبندی اخلاقی در عمل، و پیوند معنویت و اخلاق در بستر فرهنگی. مشارکتکنندگان حضور الهی، عبادت مستمر، تجربههای تحولآفرین و الهام درونی را از ابعاد مهم تجربه معنوی عنوان کردند. پایبندی به صداقت، عدالت، تعهد، تواضع و شجاعت اخلاقی از مهمترین ابعاد اخلاقی گزارش شده بود. همچنین ارتباط متقابل معنویت و اخلاق در چارچوب فرهنگی، اصلاح درونی، مواجهه اخلاقی با چالشها و تقویت اخلاق جمعی مورد تأکید قرار گرفت. این مطالعه نشان داد که تجربه معنوی نقش کلیدی در شکلگیری و تقویت پایبندی اخلاقی فعالان فرهنگی مسلمان دارد و این رابطه در بستر فرهنگی و دینی، از طریق فرآیندهای روانشناختی و اجتماعی معنا مییابد. یافتهها میتواند به توسعه نظری و بهبود فعالیتهای فرهنگی دینی کمک کند.
دربارهی مجله
نشریه "شریعت، فلسفه و اخلاق" تأیید اولیه کمیسیون نشریات وزارت علوم، تحقیقات و فناوری را کسب و پس از ارزیابی رتبه علمی ب را کسب نمود (لینک)
نشریه شریعت، فلسفه و اخلاق یک فصلنامه علمی ـ پژوهشی با دسترسی آزاد (Open Access) و فرآیند داوری دو سو ناشناس است که به انتشار مقالات علمی و اصیل در حوزههای مرتبط با فقه اسلامی، فلسفه نظری و اخلاق کاربردی میپردازد. این نشریه با هدف ارتقاء گفتگوهای میانرشتهای و توسعه مرزهای دانش در تقاطع شریعت، فلسفه و اخلاق تأسیس شده و بستری برای تبادل دیدگاههای نو و نقدهای علمی در زمینه مفاهیم حقوقی، عقلانی و ارزشی در سنت اسلامی و سایر سنتهای فلسفی فراهم میآورد.
نشریه در هر سال چهار شماره منتشر میکند و تمامی مقالات پس از ارزیابی اولیه، تحت داوری علمی دو یا سه داور متخصص و در فرآیندی دقیق، بیطرفانه و مبتنی بر استانداردهای بینالمللی ارزیابی میشوند. زبان انتشار مقالات فارسی و انگلیسی است و پژوهشگران داخلی و بینالمللی میتوانند آثار پژوهشی اصیل خود را در این نشریه منتشر کنند. هیئت تحریریه نشریه متشکل از اساتید و پژوهشگران برجسته در حوزههای فقه، فلسفه، اخلاق، حقوق، الهیات تطبیقی و نظریههای اخلاقی است.