ملاکهای نقد متن حدیث در اندیشههای آیت الله جعفر سبحانی
نقد الحدیث به منظور بررسی صحت محتوای روایت یکی از علوم حدیثی مهم برای فهم حدیت است. این تحقیق به مطالعهی رویکرد فقه الحدیثی آیت الله سبحانی با روش توصیفی تحلیلی و کتابخانهی پرداخته است. آیت الله سبحانی بر روش برخی علمای سلف در زمینهی نقد محتوای روایات صحه گذاشته و پنج ملاک کلی قرآن، سنت، عقل، تاریخ و اجماع مسلمین را به عنوان معیارهایی برای بررسی سند روایات پیشنهاد میدهد. ایشان با توجه به این ملاکها برخی روایات مشهور نزد اهل سنت که توسط راویان مطرح بیان شده را مورد نقد قرار داده است. این روش میتواند اخبار و روایات متعارض و شاذ را تعیین تکلیف کند و تشخیص روایات صحیح را تسهیل گرداند.
تصویر پیامبر اکرم(ص) در متون حدیثی شیعه و اهل سنت (بررسی مقایسهای)
قرآن کریم و منابع حدیثی شیعه و اهل سنت، پیامبر اکرم(ص) را به عنوان الگویی راستین و جامع برای ابعاد فردی، خانوادگی و اجتماعی مسلمانان معرفی میکنند. با وجود اشتراک چشمگیر رویکرد فریقین در ترسیم این تصویر، یک تفاوت بسیار مهم وجود دارد: در رویکرد اهلسنت، مواردی به چشم میآید که چهره حضرت در زمینههای مذکور تنقیص میشود. این پژوهش با رویکرد توصیفی و تحلیلی، احادیث معتبر دو گروه را بازخوانی و مقایسه کرده تا وجوه اشتراک و افتراق در تصویر نبوی را بررسی کند. مسئله اصلی پژوهش، چرایی تفاوت میان رویکرد فریقین است که در قالب سوالاتی در باب چگونگی تصویر پیامبر در رویکرد شیعی، اهلسنت، آشکارسازی تفاوتها و علتیابی آن پاسخ داده شده است. یافتهها نشان میدهد که در رویکرد مشترک فریقین (که محور همگرایی و الگوی فرامذهبی است)، پیامبر اسلام(ص) در ابعاد فردی مظهر صبر، فروتنی، صداقت و عدالت، در ابعاد خانوادگی الگویی مهربان و عادل، و در ابعاد اجتماعی پیشتاز در خدمترسانی و رعایت حقوق انسانی تصویر شدهاند. وجه تفاوت به بخشی از روایات اهلسنت بازمیگردد که صورتی متفاوت از ایشان ارائه میدهد که حاوی اموری دور شأن مقام نبوت، و در مواردی مخالف موازین عصمت و حتی موهون و شرمآور است. در تحلیل چرایی این تفاوت، به تفاوت نگاه فریقین در مورد جانشینان پیامبر اکرم(ص) رسیدیم؛ شیعه با اعتقاد به معصوم بودن امامان، سازگاری بالایی با تصویر برجسته نبی اکرم(ص) دارد، در حالی که اهلسنت با پذیرش جانشینی غیرمعصوم، ناگزیر به تنزل تصویر پیامبر اکرم(ص) هستند تا ناسازگاری آشکار نباشد.
نقش داوری و مداخله قضایی در حل اختلافات زناشویی از منظر آیات قرآن کریم و قانون احوال شخصیه عراق
نهاد خانواده در شریعت اسلامی جایگاهی بنیادین دارد و قرآن کریم با نگاهی اصلاحمحور، اختلافات زناشویی را امری محتمل اما قابل مدیریت میداند. در این چارچوب، داوری بهعنوان سازوکاری پیشگیرانه و اخلاقی، پیش از هرگونه مداخله الزامآور قضایی پیشبینی شده است. آیه ۳۵ سوره نساء با تصریح بر ارجاع اختلافات شدید به حکمین از خانواده زوجین، الگویی متمایز از حل اختلاف ارائه میدهد که هدف اصلی آن حفظ پیوند زناشویی و جلوگیری از طلاق شتابزده است. در مقابل، قانون احوال شخصیه عراق، علیرغم الهامگیری کلی از فقه اسلامی، حل اختلافات زناشویی را عمدتاً در قالب رسیدگی قضایی ساماندهی کرده و نقش داوری را به نهادی غیرمستقل و تابع اراده قاضی تقلیل داده است. این پژوهش با رویکرد تحلیلی–تطبیقی و با بهرهگیری از منابع فقهی، تفسیری و حقوقی، به بررسی نسبت میان داوری قرآنی و مداخله قضایی در قانون عراق میپردازد. یافتهها نشان میدهد که غلبه منطق دعوامحور و تشریفات قضایی، نهتنها امکان اصلاح روابط زناشویی را کاهش داده، بلکه در مواردی به تشدید تعارض و افزایش طلاق قضایی انجامیده است. پژوهش نتیجه میگیرد که بازتعریف جایگاه داوری و تنظیم صحیح نسبت آن با قضاوت، میتواند گامی مؤثر در جهت همسویی قانون احوال شخصیه عراق با مقاصد شریعت اسلامی و نیازهای اجتماعی معاصر باشد.
واکاوی پدیدارشناسانه تجربه درونی اطاعت اخلاقی از شریعت در میان مؤمنان جوان
هدف این پژوهش، واکاوی پدیدارشناسانه تجربه درونی اطاعت اخلاقی از شریعت در میان جوانان مؤمن ایرانی است تا ابعاد عاطفی، شناختی و رفتاری این تجربه در بستر زیسته آنان بررسی شود. این مطالعه با رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی توصیفی انجام شد. مشارکتکنندگان شامل ۱۶ جوان مؤمن ساکن تهران بودند که بهصورت هدفمند انتخاب شدند. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختیافته جمعآوری شد و فرآیند گردآوری تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. تحلیل دادهها با استفاده از روش هفتمرحلهای کلایزی و بهرهگیری از نرمافزار NVivo انجام گرفت. تحلیل دادهها منجر به استخراج سه مقوله اصلی شد: «تجربه عاطفی اطاعت اخلاقی»، «چالشهای درونی اطاعت» و «زمینهسازهای پایدارسازی اطاعت». در هر مقوله، زیرمقولههایی مانند آرامش معنوی، شرم مقدس، وسوسههای درونی، فشار اجتماعی، تربیت خانوادگی، انس با قرآن و فهم فلسفی از احکام شناسایی گردید. مشارکتکنندگان اطاعت از شریعت را نهتنها بهمثابه تکلیف دینی، بلکه بهعنوان تجربهای درونی، معنادار، و اخلاقمحور توصیف کردند. یافتهها نشان میدهند که اطاعت از شریعت در میان جوانان مؤمن یک تجربه چندلایه و درونی است که با چالشها و انگیزشهای معنوی همراه است. این تجربه نیازمند درک، همراهی، و تبیین عقلانی و اخلاقی توسط نهادهای دینی و آموزشی است تا به تقویت دینداری پایدار در نسل جوان منجر شود.
شناسایی شاخصهای خودکنترلی اخلاقی بر مبنای آموزههای نهجالبلاغه
هدف این پژوهش شناسایی شاخصهای خودکنترلی اخلاقی بر مبنای آموزههای نهجالبلاغه با رویکردی کیفی و تفسیرمحور است. این مطالعه به روش کیفی و با بهرهگیری از تحلیل مضمون انجام شده است. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختیافته با ۲۰ نفر از متخصصان و استادان حوزه اخلاق اسلامی، معارف دینی و نهجالبلاغه در شهر تهران گردآوری شد. نمونهگیری به صورت هدفمند انجام گرفت و تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. متن مصاحبهها بهصورت واژهبهواژه پیادهسازی و با استفاده از نرمافزار NVivo تحلیل گردید. اعتبار دادهها از طریق بازبینی مشارکتکنندگان، همتایان و ثبت مراحل تحلیل تضمین شد. یافتههای پژوهش منجر به استخراج سه مقوله اصلی شامل «خودآگاهی اخلاقی»، «مدیریت تمایلات و انگیزهها» و «التزام عملی به ارزشها» شد. هر یک از این مقولهها شامل زیرمقولههایی مانند شناخت نفس، محاسبه نفس، مهار خشم، تعدیل شهوت، وفاداری به عهد و پرهیز از گناه پنهان بودند که هریک دارای کدهای مفهومی متعددی بودند. این شاخصها بازتابدهنده برداشتهای عمیق از مفاهیم اخلاقی در نهجالبلاغه هستند. یافتههای این پژوهش نشان میدهد که خودکنترلی اخلاقی در آموزههای نهجالبلاغه نهتنها یک مهارت روانی، بلکه یک فضیلت اخلاقی-معنوی با ابعاد شناختی، هیجانی و رفتاری است. بهرهگیری از این شاخصها میتواند در طراحی برنامههای تربیتی اسلامی و توسعه الگوهای بومی خودکنترلی مفید واقع شود.
شناسایی عناصر معرفتی مؤثر بر بازسازی اخلاقی در تجربه توبه با رویکرد تحلیل محتوایی
هدف پژوهش حاضر، شناسایی عناصر معرفتی مؤثر بر بازسازی اخلاقی در تجربه توبه با استفاده از رویکرد تحلیل محتوایی است. این پژوهش به روش کیفی و با رویکرد تحلیل محتوای قراردادی انجام شد. مشارکتکنندگان شامل ۲۴ فرد بزرگسال ساکن تهران بودند که تجربهای عمیق و تأملبرانگیز از توبه را پشت سر گذاشته بودند. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختیافته گردآوری شد و تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار NVivo صورت گرفت. نمونهگیری بهصورت هدفمند و تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. یافتههای پژوهش در سه مقوله اصلی طبقهبندی شدند: ۱) بیداری معرفتی در نقطه توبه، شامل مؤلفههایی چون درک بحران معنایی، خودآگاهی اخلاقی، و بازاندیشی در ارزشها؛ ۲) بازسازی هویت اخلاقی، شامل ندامت سازنده، آشتی با گذشته، و شکلگیری روایت اخلاقی جدید؛ و ۳) تعامل معرفتی با منابع اخلاقی، شامل بهرهگیری از متون دینی، گفتوگوهای اخلاقی، و مواجهه با الگوهای دینی. این مضامین نشاندهنده نقشی بنیادین برای عناصر شناختی و تأملمحور در فرآیند بازسازی اخلاقی پس از توبه است. تجربه توبه، نه صرفاً یک بازگشت احساسی، بلکه فرآیندی معرفتی، عقلانی و معنوی است که از طریق بازاندیشی اخلاقی، تعامل فعال با منابع دینی، و بازسازی شناختی هویت، به تحول اخلاقی منجر میشود. یافتهها میتوانند به طراحی مداخلات معنوی و روانشناختی مبتنی بر دین در حوزه بازسازی اخلاقی کمک نمایند.
واکاوی راهبردهای بازتولید گفتمان اخلاقی در شبکههای اجتماعی دینی
هدف این پژوهش، واکاوی راهبردهای بازتولید گفتمان اخلاقی در شبکههای اجتماعی دینی با تأکید بر شیوههای بازنمایی، اقناع اخلاقی، و مواجهه با موانع و فرصتها در این فضا است. این مطالعه با رویکرد کیفی و بهرهگیری از روش تحلیل مضمون انجام شد. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته با ۲۲ نفر از کاربران، تولیدکنندگان محتوا، و مدیران صفحات دینی در شبکههای اجتماعی گردآوری شد. نمونهگیری به صورت هدفمند و تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار NVivo و با مراحل کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام شد. یافتهها در سه مقوله اصلی شامل: بازنمایی گفتمان اخلاقی، راهبردهای اقناعی، و موانع و فرصتهای بازتولید تحلیل شد. در مقوله نخست، راهبردهایی مانند بهرهگیری از آیات و روایات، تجربه زیسته، تصویرسازی و استفاده از سبکهای مدرن شناسایی شد. در بخش اقناع اخلاقی، از مرجعیت دینی، استدلال عقلانی، تحریک هیجانی و الگوهای الهامبخش استفاده میشد. همچنین موانعی چون محدودیت الگوریتمی پلتفرمها، و فرصتهایی مانند ترندهای روز و مشارکت جمعی نیز مورد توجه قرار گرفت. بازتولید گفتمان اخلاقی در شبکههای اجتماعی دینی فرایندی پیچیده و چندلایه است که نیازمند تعامل میان محتوا، قالب و مخاطب میباشد. کاربران فعال دینی با استفاده از راهبردهای متنوع، سعی در حفظ عمق محتوای اخلاقی و همزمان افزایش جذابیت رسانهای دارند.
تحلیل کیفی معنای تقرب در اعمال عبادی با تمرکز بر مؤلفههای اخلاقی آن
هدف این پژوهش، تحلیل کیفی معنای «تقرب» در اعمال عبادی با تمرکز بر مؤلفههای اخلاقی آن از منظر تجربه زیسته افراد دیندار است. این مطالعه با رویکرد کیفی و روش تحلیل مضمون انجام شد. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته با ۱۶ نفر از افراد مذهبی ساکن تهران گردآوری شد. انتخاب مشارکتکنندگان بهصورت هدفمند و با رعایت تنوع نظری انجام شد. جمعآوری دادهها تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. تحلیل دادهها با استفاده از روش کدگذاری سهمرحلهای (باز، محوری و انتخابی) و با کمک نرمافزار NVivo صورت گرفت. یافتهها نشان داد که تقرب در تجربه زیسته مشارکتکنندگان، پدیدهای چندبعدی و عمیقاً اخلاقمحور است. سه مقوله اصلی از دادهها استخراج شد: «تجربه درونی تقرب»، «مؤلفههای اخلاقی در تقرب» و «نقش اعمال عبادی در رشد اخلاقی». هر یک از این مقولهها شامل چند زیرمقوله نظیر احساس حضور الهی، صداقت در نیت، تواضع، همدلی، و پالایش نیت از طریق دعا بود. مشارکتکنندگان تقرب را نهتنها بهعنوان تجربهای عبادی، بلکه بهمثابه فرایندی اخلاقی و اجتماعی ادراک میکردند. این پژوهش نشان داد که عبادات زمانی منجر به تقرب واقعی میشوند که با خلوص نیت، آگاهی اخلاقی، و تعهد اجتماعی همراه باشند. بنابراین تقرب را باید فراتر از مناسک ظاهری، بهمثابه فرآیندی اخلاقی، معنوی و اجتماعی در نظر گرفت. این نتایج میتواند در طراحی برنامههای تربیتی دینی مبتنی بر اخلاق اسلامی مورد استفاده قرار گیرد.
دربارهی مجله
نشریه "شریعت، فلسفه و اخلاق" تأیید اولیه کمیسیون نشریات وزارت علوم، تحقیقات و فناوری را کسب و پس از ارزیابی رتبه علمی ب را کسب نمود (لینک)
نشریه شریعت، فلسفه و اخلاق یک فصلنامه علمی ـ پژوهشی با دسترسی آزاد (Open Access) و فرآیند داوری دو سو ناشناس است که به انتشار مقالات علمی و اصیل در حوزههای مرتبط با فقه اسلامی، فلسفه نظری و اخلاق کاربردی میپردازد. این نشریه با هدف ارتقاء گفتگوهای میانرشتهای و توسعه مرزهای دانش در تقاطع شریعت، فلسفه و اخلاق تأسیس شده و بستری برای تبادل دیدگاههای نو و نقدهای علمی در زمینه مفاهیم حقوقی، عقلانی و ارزشی در سنت اسلامی و سایر سنتهای فلسفی فراهم میآورد.
نشریه در هر سال چهار شماره منتشر میکند و تمامی مقالات پس از ارزیابی اولیه، تحت داوری علمی دو یا سه داور متخصص و در فرآیندی دقیق، بیطرفانه و مبتنی بر استانداردهای بینالمللی ارزیابی میشوند. زبان انتشار مقالات فارسی و انگلیسی است و پژوهشگران داخلی و بینالمللی میتوانند آثار پژوهشی اصیل خود را در این نشریه منتشر کنند. هیئت تحریریه نشریه متشکل از اساتید و پژوهشگران برجسته در حوزههای فقه، فلسفه، اخلاق، حقوق، الهیات تطبیقی و نظریههای اخلاقی است.