تحلیل زبان دین و تأثیر آن بر مباحث حق و تکلیف در دیدگاه اندیشمندان معاصر
در دهههای اخیر یکی از مباحث مورد توجه فیلسوفان و اندیشمندان در حوزه مباحث دینی، بحث از زبان دین، چیستی آن و چگونگی درک محتوای آن است. اندیشمندان مسلمان ضمن پذیرش شناختاری بودن گزارههای دینی، در خصوص کیفیت محتوای آن به ویژه با محوریت بحث «حق و تکلیف» دارای تفاوت دیدگاه هستند. فیلسوفان متأله معاصر نظیر شهید مطهری، آیت الله مصباح یزدی و آیت الله جوادی آملی گزارههای دینی را با تبیین سنتی-فلسفی تکلیفمحور دانسته، اما رابطه میان «حق» و «تکلیف» را تلازم عنوان میکنند. در مقابل نواندیشان دینی به ویژه دکتر عبدالکریم سروش معتقدند دوران حاضر، دوران انسان مدرن بوده که بر حقوق فردی و کرامت ذاتی، تأکید دارد و لذا این دوران را دوران «حقمحوری» میدانند. و لذا خواستار بازخوانی زبان دین در راستای حقمحوریاند. سروش، با تکیه بر عقلانیت مدرن و تحول در زبان دین، بر تقدم حق بر تکلیف تأکید دارد و معتقد است که دین برای استمرار خود باید با حقوق بشر و انسانمداری وارد گفتوگو شود. در مقابل فیلسوفان متأله، با استناد به الهیات وحیانی، تقدم تکلیف بر حق را لازم دانسته و انسان را در نسبت با عبودیت و خلافت الهی تعریف میکند. این مقاله با رویکرد تطبیقی، به تحلیل مبانی انسانشناختی، الهیاتی و معرفتشناختی این دو دیدگاه میپردازد و نشان میدهد که اختلاف بنیادین این دو رویکرد در مبنا و روش، منجر به تفسیرهای متفاوت از مفاهیم دینی در عصر حاضر شده است.
تحلیل گفتمان مردمسالاری در اندیشه سیاسی- فقهی علمای شیعه در دوره معاصر (امام خمینی(ره)، آیتالله خامنهای، شهید بهشتی و شهید مطهری)
پژوهش حاضر با هدف تحلیل گفتمان مردمسالاری در اندیشه سیاسی- فقهی علمای شیعه در دوره معاصر انجام شد. روش پژوهش، تحلیل گفتمان بود و برای تکمیل تحلیل، بهصورت محدود از برخی مفاهیم لاکلائو و موفه، مانند دال تهی، مفصلبندی و مبارزه هژمونیک، و برخی ابزارهای فرکلاف، مانند تحلیل واژگان، استعارهها و بینامتنیت، استفاده شد. نمونهگیری بهصورت هدفمند انجام شد و واحد تحلیل، گزارههای گفتمانی موجود در متون فقهی- سیاسی علماست؛ یعنی عبارتها و استدلالهایی که درباره مردم، حکومت، مشروعیت، قانون، ولایت و مشارکت سیاسی بیان شدهاند. دادهها از طریق مطالعه اسنادی و کتابخانهای گردآوری میشوند و تحلیل آنها در سه سطح انجام گرفتند. برای افزایش اعتبار پژوهش نیز از استناد مستقیم به متون اصلی، مقایسه دیدگاههای مختلف و شفافسازی فرایند تحلیل استفاده میشود. یافتههای پژوهش نشان میدهند که گفتمان مردمسالاری در اندیشه سیاسی- فقهی علمای شیعه در دوره معاصر، گفتمانی مستقل، دینی و بومی است که از یکسو با استبداد، تمرکز قدرت و حذف مردم مخالفت میکند و از سوی دیگر، با دموکراسی سکولار و ارادهگرایی مطلق انسانی نیز مرزبندی دارد. این گفتمان میکوشد میان حاکمیت الهی، شریعت اسلامی، ولایت، عدالت و اراده مردم پیوند برقرار کند. بر این اساس، مردم در اندیشه متفکران مورد مطالعه، نه صرفاً تابع حکومتاند و نه منبع مستقل و بیقید مشروعیت؛ بلکه رکن تحقق، استمرار، نظارت و کارآمدی حکومت اسلامی به شمار میآیند. بنابراین، مردمسالاری در اندیشه امام خمینی، آیتالله خامنهای، شهید بهشتی و شهید مطهری، بهصورت مردمسالاری دینی صورتبندی شده است؛ الگویی که در آن، دین جهتدهنده و ارزشبخش نظام سیاسی است و مردم، عامل تحقق، انتخاب، مشارکت و پشتیبانی از آن محسوب میشوند. این الگو نشان میدهد که فقه سیاسی شیعه در دوره معاصر توانسته است در مواجهه با مفاهیم جدیدی چون دموکراسی، مشارکت و حق تعیین سرنوشت، تفسیری نو و دروندینی ارائه دهد و آن را در قالب نظری و نهادی جمهوری اسلامی بازنمایی کند.
ارزیابی نقش الهیات فیزیکالیستی به عنوان پل اتصال بین فیزیکالیسم غربی و جسمانگاری اسلامی در نفسشناسی
پرسش از ماهیت نفس انسانی و رابطه آن با بدن از بنیادیترین مسائل در تاریخ فلسفه، کلام و علوم شناختی است. در سنت فلسفه غربی معاصر، فیزیکالیسم به عنوان دیدگاهی غالب مطرح شده که ذهن و آگاهی را در چارچوب فرایندهای فیزیکی تبیین میکند. در جهان اسلامی، جریانهایی از کلام اسلامی رویکرد جسمانگارانهای به نفس اتخاذ کردهاند که در تقابل با دوگانهانگاری جوهری رایج در سنت مشائی اسلامی قرار میگیرد. الهیات فیزیکالیستی که در قرن اخیر در بستر گفتگوی علم و دین مسیحی پدیدار شد، کوشش میکند باور دینی را با تبیینهای فیزیکالیستی از ذهن سازگار سازد. این مقاله با روش تحلیلی-تطبیقی کتابخانهای از طریق فیشبرداری از منابع اولیه و ثانویه در سه حوزه فلسفه ذهن غربی، الهیات فیزیکالیستی، و نفسشناسی اسلامی به بررسی امکانها، محدودیتها و پیامدهای این میانجیگری میپردازد. بررسیهای انجامشده نشان میدهد که الهیات فیزیکالیستی میتواند به عنوان «پل جزئی» در این گفتگوی بینسنتی عمل کند؛ مسائل مشترکی همچون رستاخیز جسمانی، هویت شخصی، مسئولیت اخلاقی بدنمند و یکپارچگی انسانی زمینههای واقعی برای گفتگو هستند، و برخی ابزارهای مفهومی آن مانند سببیت رو به پایین و پدیداری میتوانند در بازاندیشی نفسشناسی اسلامی مفید واقع شوند. با این حال، ناسازگاریهای بنیادی نیز وجود دارند که پلسازی کامل را ناممکن میسازند؛ مفهوم قرآنی روح به عنوان «أمر ربی»، اعتقاد به آگاهی در عالم برزخ، تفاوت ماهوی میان «جسمانیت ظریف» اسلامی و فیزیکالیسم مدرن، و تفاوت بنیادی در منابع معرفتی و روششناسی هر سنت از جمله این موانع هستند. پژوهش حاضر نتیجه میگیرد که ارزش واقعی الهیات فیزیکالیستی در این گفتگو نه در حل کردن مسائل، بلکه در باز کردن فضایی است که در آن دو سنت میتوانند با زبانی مشترکتر و با فروتنی معرفتی و احترام به تمایزات بنیادی گفتگوی سازندهتری داشته باشند.
تحلیل تأثیرپذیری عرفان اسلامی از میراث فکری و فرهنگی ایران باستان
این مقاله با هدف تحلیل تأثیرپذیری عرفان اسلامی، بهویژه در صورت ایرانی آن، از میراث فکری و فرهنگی ایران باستان تدوین شده است. مسئله اصلی پژوهش آن است که عرفان اسلامی در ایران، در عین اتکا به مبانی قرآنی، سنت نبوی، توحید، شریعت و تجربه باطنی مسلمانان، در بستری تاریخی و فرهنگی شکل گرفت که پیش از اسلام نیز از سنتهای معنوی، نمادهای قدسی و جهانبینیهای اخلاقی برخوردار بود. مقاله با رویکرد توصیفی ـ تحلیلی و روش تطبیقی، مفاهیم و نمادهایی مانند نور، آتش، پاکی، راستی، تقابل روشنایی و تاریکی، عناصر طبیعی، سلوک، تزکیه نفس و انسان کامل را بررسی میکند و نشان میدهد که این عناصر در عرفان اسلامی نه بهصورت انتقال مستقیم و بدون تغییر، بلکه در قالب بازتفسیر، درونیسازی و بازآفرینی معنوی حضور یافتهاند. یافتههای پژوهش نشان میدهد که نور در عرفان اسلامی ایرانی از نماد حقیقت و پاکی در سنت باستانی به نشانه معرفت، تجلی و حضور الهی تبدیل شد؛ آتش از نماد آیینی قداست به استعاره عشق، سوز، طلب و تطهیر درونی بدل گردید؛ و تقابل خیر و شر یا روشنایی و تاریکی از سطح کیهانی و اسطورهای به سطح اخلاقی، روانی و سلوکی انتقال یافت. همچنین ادبیات عرفانی فارسی، بهویژه شعر صوفیانه، مهمترین بستر بازآفرینی این میراث بود و توانست میان حافظه فرهنگی ایران و جهانبینی اسلامی پیوند برقرار کند. نتیجه مقاله آن است که عرفان اسلامی ایرانی را باید حاصل تعامل خلاق میان متن اسلامی، تجربه صوفیانه، حکمت فلسفی، زبان فارسی و میراث معنوی ایران باستان دانست.
تحول مفهوم معنای زندگی در فلسفه معاصر غرب: از معنای متعالی تا بحران معنا با تأکید بر خوانش برگسونی
پرسش از معنای زندگی در فلسفه معاصر غرب، در پیوند با بحرانهای مدرنیته و افول تبیینهای متافیزیکی سنتی، تحولی بنیادین یافته است. هدف این پژوهش، واکاوی تطبیقی مفهوم معنای زندگی در جریانهای اصلی فلسفه معاصر (تحلیلی، قارهای و اگزیستانسیالیسم) و ارائه خوانشی بدیل بر اساس فلسفه حیات هانری برگسون است. این پژوهش از نوع کیفی و با روش توصیفی-تحلیلی و تطبیقی انجام شده است. ابزار گردآوری دادهها، مطالعه کتابخانهای و اسنادی بر پایه آثار فلسفی و پژوهشهای مرتبط بوده است. جامعه پژوهش شامل آثار و دیدگاههای فیلسوفان برجسته فلسفه معاصر غرب در حوزه معنای زندگی است و نمونه پژوهش بهصورت هدفمند از میان آراء دکارت، کانت، نیچه، ویتگنشتاین و کامو، همراه با آثار هانری برگسون انتخاب شده است. روششناسی تحقیق بر تحلیل مفهومی، مقایسه دیدگاهها و ارزیابی انتقادی استوار است و شیوه تجزیه و تحلیل دادهها بر مبنای استنباط کیفی از متون و تطبیق میان رویکردهای فلسفی صورت گرفته است. یافتهها نشان میدهد که فلسفه معاصر غرب از معنای متعالی و عینی به سمت معنای سوبژکتیو و در نهایت بحران نیهیلیسم حرکت کرده است. با این حال، دیدگاه برگسون با تکیه بر مفاهیم «دیرند»، «شهود» و «انگیزه حیاتی»، مسیری فراتر از بنبستِ میان «کشف» یا «خلق» معنا میگشاید. از منظر برگسون، معنا نه در غایات پیشساخته (غایتانگاری مکانیکی) و نه در پوچیِ ناشی از مادهگرایی، بلکه در «پویایی آفرینشگر» و سیلان دائمی حیات نهفته است. در این خوانش، معنای زندگی برآمده از استعلای درونی حیات و شهودِ مستقیمِ جریان خلاقی است که از جبر مکانیکی فراتر میرود و زندگی را به مثابه یک «عمل مداوم آفرینش» توجیه میکند.
واکاوی مفهوم «اعیان ثابته» در عرفان نظری ابنعربی و بازتاب آن در اندیشه علامه طباطبایی و امام خمینی (ره) (با تأکید بر مسئله فنا و علم الهی)
اعیان ثابته یا حقایق ثابت ممکنات، یکی از محورهای بنیادین عرفان نظری ابنعربی است که نقش کلیدی در تبیین نسبت وحدت و کثرت، چگونگی علم الهی پیش از خلقت، و نحوه ظهور موجودات در جهان دارد. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و با استناد به منابع دست اول عرفانی، فلسفی و تفسیری، به بررسی این اصطلاح در دستگاه فکری ابنعربی و سپس بازخوانی آن در آرای دو چهره شاخص حکمت و عرفان شیعی معاصر، یعنی علامه طباطبایی و امام خمینی میپردازد. یافتهها نشان میدهد که ابنعربی اعیان ثابته را صور علمی ثابت در علم الهی میداند که خود مجعول و معدوم از حیث خارجند، اما آثار و احکام آنها در عالم عین تحقق مییابد. علامه طباطبایی با رویکردی فلسفی و با تأکید بر اصالت وجود، در عین تأثر از ابنعربی، به نقد مفهوم اعیان ثابته میپردازد و آن را مستلزم تقدم ماهیت بر وجود و علم حصولی برای خداوند میداند. ایشان فنا را به مثابه بقای عین ثابت سالک تفسیر میکند و نابودی هویت را نافی هدفمندی سلوک میشمارد. در مقابل، امام خمینی با تلفیق روش عرفانی و فلسفی، اعیان ثابته را تعیّنات تجلیات اسمائی در حضرت واحدیت معرفی کرده، عین ثابت انسان کامل را اسم اعظم و خلیفه الهی میداند و بر امکان جمع میان دو مشرب عرفانی و حکمی تأکید میورزد.از اینرو، اختلاف این دو اندیشمند در مسئله اعیان ثابته و فنا، ریشه در مبانی متفاوت ایشان در اصالت وجود، علم الهی و نحوهٔ ارتباط ذات و صفات دارد و هر دو به سهم خود، گامهایی اساسی در جهتدهی به عرفان نظری شیعی برداشتهاند.
کنشگری اجتماعی و فرهنگی اصحاب ایرانی ائمه(ع) در عصر عباسی
این پژوهش به بررسی و تحلیل نقش اجتماعی و فرهنگی اصحاب ایرانی ائمه اطهار(ع) در عصر خلافت عباسی (۱۳۲–۲۶۰ق) میپردازد. هدف اصلی پژوهش، شناسایی ابعاد مختلف کنشگری این شخصیتها در حوزههایی همچون حدیث، تاریخنگاری، مناظرات کلامی، دفاع از مبانی اعتقادی تشیع، خدمت به مؤمنان و مواجهه با چالشهای فکری و سیاسی دوره عباسی است. پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی و بر پایه مطالعات کتابخانهای انجام شده و با اتکا به منابع دستاول تاریخی، حدیثی و رجالی، دادههای گردآوریشده را از طریق نقد تاریخی و تحلیل محتوا ارزیابی کرده است.یافتهها نشان میدهد که اصحاب ایرانی ائمه(ع) صرفاً ناقلان حدیث نبودهاند، بلکه بهمثابه کنشگرانی فعال در عرصههای فکری، فرهنگی و اجتماعی ایفای نقش کردهاند. شخصیتهایی همچون ابوالصلت هروی، با نگارش آثاری مانند وفاة الرضا، و نیز دعبل خزاعی، در ثبت رویدادهای تاریخی و انتقال میراث روایی سهمی مؤثر داشتهاند. همچنین، در حوزه مناظرات کلامی، چهرههایی مانند علی بن مهزیار و فضل بن شاذان از مبانی فقهی و اعتقادی شیعه دفاع کردهاند. افزون بر این، این گروه در مقابله با انحرافات فکری، خدمترسانی به جامعه مؤمنان و ایستادگی در برابر حاکمان ستمگر، نقش قابل توجهی بر عهده داشتهاند. تلاشهای علمی افرادی چون احمد بن محمد بن عیسی اشعری و حسن بن سعید اهوازی نیز در حفظ، تدوین و انتقال آموزههای شیعی مؤثر بوده است.در نتیجه، اصحاب ایرانی ائمه شیعه در عصر عباسی با فعالیتهای چندبعدی خود، نقشی تعیینکننده در تثبیت و گسترش هویت دینی و فرهنگی تشیع ایفا کردند.
گرایشهای نقدی تفسیر قرآن، مقایسه میان «التبیان» و «بحارالأنوار»: مطالعهای تطبیقی در پرتو علوم قرآن
پژوهش حاضر با تأکید بر تلاش مفسران در ارزیابی آرای تفسیری و بحث از اقوال مختلف، به بررسی نقد تفسیری در میراث اسلامی پرداخته و اقوال مبتنی بر دلایل زبانی، شرعی و عقلی را برمیگزیند. هدف پژوهش، بیان مفهوم نقد تفسیری، کشف مبانی روششناختی و شرح برجستهترین ابزارهای آن مانند نقد روایات، بحث از اسباب نزول، نسخ، دلالتهای زبانی و آرای کلامی و فقهی مرتبط با تفسیر قرآن است که عالمان در بررسی مسائل تفسیری بدانها استناد کردهاند. همچنین سعی دارد تا نمونههای کاربردی از کتابهای تفسیر، بهویژه تفسیر «التبیان» شیخ طوسی، بهمثابه الگویی برجسته در بهکارگیری روش نقدی در تفسیر را بررسی کند. پژوهش حاضر به این نتیجه رسیده است که نقد تفسیری در غنیسازی علمی مطالعات قرآنی، تقویت فهم موضوعی قرآن و کاهش تفسیرهای ضعیف یا ناآراسته سهیم بوده است.
دربارهی مجله
نشریه "شریعت، فلسفه و اخلاق" تأیید اولیه کمیسیون نشریات وزارت علوم، تحقیقات و فناوری را کسب و پس از ارزیابی رتبه علمی ب را کسب نمود (لینک)
نشریه شریعت، فلسفه و اخلاق یک فصلنامه علمی ـ پژوهشی با دسترسی آزاد (Open Access) و فرآیند داوری دو سو ناشناس است که به انتشار مقالات علمی و اصیل در حوزههای مرتبط با فقه اسلامی، فلسفه نظری و اخلاق کاربردی میپردازد. این نشریه با هدف ارتقاء گفتگوهای میانرشتهای و توسعه مرزهای دانش در تقاطع شریعت، فلسفه و اخلاق تأسیس شده و بستری برای تبادل دیدگاههای نو و نقدهای علمی در زمینه مفاهیم حقوقی، عقلانی و ارزشی در سنت اسلامی و سایر سنتهای فلسفی فراهم میآورد.
نشریه در هر سال چهار شماره منتشر میکند و تمامی مقالات پس از ارزیابی اولیه، تحت داوری علمی دو یا سه داور متخصص و در فرآیندی دقیق، بیطرفانه و مبتنی بر استانداردهای بینالمللی ارزیابی میشوند. زبان انتشار مقالات فارسی و انگلیسی است و پژوهشگران داخلی و بینالمللی میتوانند آثار پژوهشی اصیل خود را در این نشریه منتشر کنند. هیئت تحریریه نشریه متشکل از اساتید و پژوهشگران برجسته در حوزههای فقه، فلسفه، اخلاق، حقوق، الهیات تطبیقی و نظریههای اخلاقی است.
شماره کنونی
مقالات
-
مفهوم پردازی و تحلیل محتوای کرامت انسان در دو پارادایم حقوق بینالملل مدرن و مکتب علوی
میثم پیرزاده , سیدفضل الله موسوی * , احمد مومنی راد1-17 -
ویژگیها و عوامل معرفتشناسی عرفانی از نظر امام خمینی (ره)
علی اکبر افتخاری فر , علی یار حسینی * , مریم بختیار1-18 -
تبیین اعجاز تربیتی قرآن در پرتو ساختار قصص قرآنی، مطالعه موردی
زینب غدیر محمد علی القرینی ; علیرضا شمالی * ; محمد صافحیان1-15