مدیریت تمدنساز در منظومه فکری- سیاسی امامین انقلاب اسلامی؛ تبلور فرهنگ ایثار، شهادت و مقاومت
فرهنگ ایثار، شهادت و مقاومت از بنیادیترین مؤلفههای اندیشه سیاسی و مدیریتی امام خمینی(ره) و شهید امام خامنه ای(رضوان الله علیه) است؛ فرهنگی که در بستر آموزههای قرآنی و مکتب عاشورا شکل گرفته و از سطح فضیلت اخلاقی فراتر رفته، به راهبردی تمدنساز در مدیریت جامعه اسلامی تبدیل شده است. این پژوهش با طرح این پرسش اصلی که «فرهنگ ایثار، شهادت و مقاومت چه نقشی در شکلگیری، مشروعیت و پایداری نظام اسلامی دارد؟» تلاش میکند نسبت میان این فرهنگ و مؤلفههای مردمسالاری دینی، عدالت و استقلال را در اندیشه امامین انقلاب واکاوی کند. روش تحقیق، تحلیلی ـ توصیفی و مبتنی بر مطالعه اسنادی است که با بهرهگیری از بیانات امام خمینی(ره) و شهید امام خامنه ای(رضوان الله علیه)، قرآن کریم و منابع تاریخی انقلاب اسلامی انجام شده است. یافتهها نشان میدهد که در منظومه فکری امام خمینی(ره)، فرهنگ ایثار و شهادت سرچشمه مشروعیت سیاسی و ضامن استمرار انقلاب است؛ چراکه خون شهیدان پیوند میان مشروعیت الهی و مقبولیت مردمی را برقرار میکند. در اندیشه شهید امام خامنه ای(رضوان الله علیه) نیز این فرهنگ، ستون مردمسالاری دینی و موتور حرکت تمدن اسلامی است و نقش محوری در مقاومت در برابر سلطه فرهنگی، اقتصادی و سیاسی دارد. در مجموع، نتایج پژوهش بیانگر آن است که فرهنگ ایثار و مقاومت نهتنها عامل بقاء و پایداری انقلاب اسلامی، بلکه زیربنای شکلگیری الگوی مدیریت تمدنساز در جمهوری اسلامی ایران است؛ الگویی که بر مبنای عدالت، معنویت و استقلال استوار است و استمرار آن، ضامن تحقق تمدن نوین اسلامی خواهد بود.
مطالعه تطبیقی تاویل عرفانی و تطابق عوالم سهگانه با رویکرد سید حیدر آملی(ره) و امام خمینی(ره)
تاویل عرفانی در حقیقت همان راه اصلی و پل بنیادینی است که به ما اجازه میدهد از پوستهی ظاهری احکام (شریعت) عبور کرده و به مغز و باطن عمیق قرآن دست پیدا کنیم؛ این موضوع در تاریخ اندیشهی اسلامی و بهویژه در مکتب عرفان شیعی، جایگاهی بسیار کلیدی و حیاتی دارد. در این پژوهش، ما با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی و با نگاهی تطبیقی، به دنبال آن هستیم تا اعماق مبانی و روششناسی تاویل را در منظومهی فکری دو شخصیت برجستهی عرفان شیعه، یعنی سید حیدر آملی(ره) و امام خمینی(ره)، مورد واکاوی قرار دهیم. مسئله اصلی پژوهش آن است که با وجود اشتراک هر دو متفکر در مبانی هستیشناختی مکتب محیالدین ابنعربی (نظیر وحدت شخصی وجود، ذو مراتب بودن کلام الهی و ضرورت کشف اسرار)، رویکرد عملی آنان در ساحت تاویل و چگونگی تطابق عوالم سهگانه تفاوتهای ظریف و بنیادینی دارد. یافتههای پژوهش نشان میدهد که سید حیدر آملی(ره) در تاویل آیات، با اتکاء به یک نظامسازی سهگانه (هستیشناختی، انسانشناختی و متنشناختی)، بیشتر به تاویل جری و تطبیق تفصیلی آیات بر مراتب آفاقی و انفسی (عالم کبیر و صغیر) گرایش دارد و تاویل را هموزن تطابق نظاممند این عوالم میداند. در مقابل، امام خمینی(ره) اگرچه ریشه در همان مکتب عرفانی دارد، اما در حوزه زبانشناسی عرفانی، عمیقاً تحت تأثیر حکمت متعالیه صدرالمتألهین قرار گرفته است. ایشان با پذیرش و بسط نظریه وضع الفاظ برای ارواح معانی، محور تاویل را بر تاویل طولی و سیر انفسی استوار میسازد. در این نگاه، شرط اصلی نیل به اسرار متن، گسترش ظرفیت وجودی سالک، عبور از حجب معرفتی (نظیر خودبینی علمی و جمودگرایی) و پیوند ناگسستنی شریعت و حقیقت است. نوآوری پژوهش حاضر در تبیین همین چرخش روششناختی است؛ نتیجه آنکه، اگرچه سید حیدر آملی(ره) تاویل را با عبور از لطائف سبعه درونی (سلوک تطبیقی) پیوند میزند، اما نوآوری مکتب امام خمینی(ره) در این است که با پیوند دادن عرفان نظری و مبانی حکمت متعالیه (بهویژه قاعده وضع الفاظ برای ارواح معانی)، این روند را از یک کشف انطباق میان عوالم، به یک فرآیند عمیقاً سلوکی-درمانگرایانه، آسیبشناسانه و ابزاری جهت رفع حجب علمی ارتقا داده است.
نقش حروف مقطعه «الم» در انسجام ساختاری و تعیین غرض اصلی سورههای آغازشده با آنها
حروف مقطعه از برجستهترین پدیدههای زبانی و معناشناختی قرآن کریم به شمار میروند که همواره مورد توجه مفسران و قرآنپژوهان بودهاند. در میان این حروف، ترکیب «الم» به دلیل تکرار در آغاز شش سوره بقره، آلعمران، عنکبوت، روم، لقمان و سجده، جایگاهی ویژه در ساختار قرآنی دارد. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش حروف مقطعه «الم» در انسجام ساختاری و تعیین غرض اصلی این سورهها انجام شده است. روش تحقیق، توصیفی ـ تحلیلی و مبتنی بر رویکرد ساختاری ـ تماتیک است و با تکیه بر تحلیل آیات آغازین، محورهای مفهومی و پیوندهای درونی سورهها صورت گرفته است. یافتههای پژوهش نشان میدهد که «الم» در این سورهها صرفاً یک عنصر رمزی یا لفظی نیست، بلکه به عنوان نشانهای آستانهای عمل میکند که مخاطب را برای ورود به فضای وحی و دریافت پیام اصلی سوره آماده میسازد. در سوره بقره، «الم» با هدایت و کتاب الهی پیوند مییابد؛ در آلعمران با تثبیت ایمان و دفاع از وحی؛ در عنکبوت با ابتلاء و آزمون ایمان؛ در روم با تحقق وعده الهی و تدبیر تاریخ؛ در لقمان با حکمت و تربیت توحیدی؛ و در سجده با حقانیت وحی، معاد و عبودیت. بررسی تطبیقی این سورهها نشان میدهد که میان آنها نوعی شبکه معنایی مشترک وجود دارد که حول محور رابطه انسان با وحی الهی شکل گرفته است. همچنین نتایج تحقیق نشان میدهد که حروف «الم» علاوه بر ایجاد انسجام درونسورهای، نوعی پیوند بینسورهای نیز برقرار میسازد و سورههای المی را در قالب یک منظومه هدایتی منسجم قرار میدهد. این پژوهش در نهایت نشان میدهد که مطالعه حروف مقطعه از منظر ساختاری و غرضشناختی میتواند افقهای جدیدی در فهم نظم و اعجاز قرآن کریم بگشاید.
خلوت از منظر عزالدین محمود کاشانی
خلوت، دوری گزیدن سالک از مردم و غیر حق تعالی، برای انجام کارهایی است که به طی مقامات عرفانی و تزکیۀ نفس او کمک میکند، مانند روزه گرفتن، ذکر گفتن وغیره. عزالدین محمود کاشانی، از عرفای قرن هشتم است که تصوف و عرفان او تصوفی زاهدانه و عابدانه میباشد. از نظر عزالدین محمود کاشانی، فایدۀ تعیین مدت چهل روز برای خلوت این است که نشانههای حکمت و دور شدن از حجابها و ناپاکیها، غالباً با طی این مدت در وجود سالک ظاهر میشود. به نظر او، خلوت از جمله امور جدید و از مستحسنات صوفیان است و در روزگار رسول خدا (ص) به این صورت معمول نبوده است؛ هرچند رسول اکرم (ص) به جهت غلبۀ محبت الهی و شدت اشتیاق به حق خلوتگزینی میکرد و گاهی به غار حرا میرفت و آنجا به ذکر و عبادت و شبزندهداری میپرداخت. از نظر او، حکمت تعیین چهل روز برای خلوت خالصانه به خاطر این است که در هر روز از خلوت خالصانه، حجابی کنار رود و دوری از حق تعالی کم شود تا اینکه در چهل روز خلوت خالصانه، این حجابها همگی کنار روند و وجود آدمی به قرب حق تعالی که سرچشمۀ خوبی و زیبایی و علوم و معارف است بازگردد و مشاهدۀ جمال ازلی حق تعالی برای آدمی ممکن شود. پس هرکس که تصمیم به خلوتنشینی گرفت اول باید نیت خود را از اهداف دنیوی و اخروی و طمع به بهشت و پاداش پاک کند. داشتن اخلاص در نیت، سعی بر دائمالوضو بودن، روزه گرفتن و کمخوری، کم خوابیدن، کم سخن گفتن، از جمله شرایط و آداب مربوط به خلوتنشینی از نظر عزالدین محمود کاشانی میباشند. این تحقیق از نوع تحقیقات کتابخانهای میباشد.
معماری ایرانی-اسلامی، جلوه ای از حجاب و حریم در خانه
یکی از اصول اساسی معماری اسلامی، مسئله حریم و محرمیت است که دارای وجوه و جنبه های متفاوتی است. واژه حریم که در لغت به معنی پیرامون، گرداگرد خانه و مکانی که حمایت از آن واجب می باشد، مبین همین مسئله است. معماری سنتی ایران آمیخته با حریم بوده است چون حریم مبین احترام غریزی داخل خانه از یک سو و ناشایست بودن دید و نگاه نامحرمان و بیگانگان از دیگر سو می باشد، لذا صیانت اطراف خانه به طوری که اهالی آن از نگاه نامحرمان محفوظ باشند و هم چنین احساس امنیت و آرامش روانی نمایند، بخش ضروریات طبیعی ساخت خانه های سنتی بود. پر واضح است که امنیت بصری در این فضاها تنها بخشی از ویژگی های آن است و آسایش و آرامش دامنه بزرگتری را شامل می شود. روش تحقیق توصیفی تحلیلی است و هدف از نگارش مقاله، حفظ حریم و حجاب در معماری ایران اسلامی و لزوم بهره گیری از اصول معماری اسلامی که منجر به آسایش و آرامش جسم وروان می گردد.
شناسایی مولفهها و ابعاد تاثیرگذار بر توسعه اقتصادی در بستر ارزشهای اخلاقی
با توجه به ضرورت روزافزون به توسعه اقتصادی لازم است تمامي ارگانها و سازمانهای وابسته با همكاري هم در اين زمينه قدم بردارند و هر كدام نقشي را بر عهده گيرند.نیروی انسانی آگاه و بادانش یکی از پرارزشترین منابع برای پیشرفت و توسعه اقتصادی جوامع و از اثربخشترین سازوکارهای هر کشور برای مقابله با چالشهای قرن حاضر است.نظام اقتصادی به منظور دستیابی به این مهم باید سیاستها و خط مشیهای مناسبی را در زمینههای آموزشی در عرصه اقتصادی جهت توانمند نمودن سیاستگزاران اقتصادی اتخاذ و عملیاتی کند. رروش تحقیق برحسب هدف کاربردی؛ برحسب نوع داده کیفی از نوع تحلیل مضمون می باشد ، در این تحقیق 12 نفر کارشناس و خبره حوزه سیاستگزاری و مدیریت آموزشی و از اعضای هیئت علمی دانشکده علوم تربیتی دانشگاههای دولتی و غیردولتی استان تهران بعنوان نمونه تحقیق در نظر گرفته شدند و از روش نمونه برداری زنجیره ای جهت شناسایی و انتخاب خبرگان استفاده شد. به منظور جمع آوری اطلاعات مورد نیاز تحقیق از روشهای مطالعات اسنادی و میدانی استفاده شد و ابزار گردآوری دادهها مصاحبه نیمه ساختاریافته مبتنی بر اهداف تحقیق استفاده گردید و از نرم افزارMaxqda جهت کدگذاری دادههای گردآوری شده استفاده شد.حاصل این بخش مشخص کردن مضامین اولیه و مولفههای توسعه اقتصادی در بستر ارزشهای اخلاقی بر اساس مبانی نظری و عملی میباشد. در روش میدانی ابتدا برای انجام مصاحبههای اکتشافی بهصورت هدفمند تعدادی از خبرگان دانشگاهی انتخاب شده و پس از اعمال هماهنگیهای لازم در محل کار آنها حضور یافته و با آنها مصاحبه به عمل آمده است. یافتههای این پژوهش نشان می دهند که ابعاد توسعه اقتصادی در بستر ارزشهای اخلاقی درک دینی مدیران اقتصادی، توجه بر سرمایه گزاری خرد و کلان، شناسایی موانع و مشکلات مسیر توسعه، قانونمداری، رعایت حقوق بشر، آموزش و فرهنگ سازی، مسئولیت پذیری بنگاهای اقتصادی، عدالت اجتماعی-اقتصادی، شفافیت در انجام امورو حکمرانی مناسب می باشد.جامعه ایران برای تأمین نیازهای مادی خود، همراه با استقلالی همه جانبه و عزّت و سربلندی، باید به آخرین پیشرفتهای علمی و ابزار و فن آوری روز مجهّز گردیده و پیش از آن، عناصر فرهنگی مناسب و ارزشهای هم سو با پیمودن این مسیر را در میان افراد جامعه تقویت نماید و با ایجاد یا تكامل نهادهای لازم، خط مشی بلندمدت توسعه اقتصادی خود را ترسیم نماید تا در این دنیای پر تحوّل و عصر پر تلاطم و به هنگام بروز تحولات و حوادث، دچار سردرگمی و بحران نگردد.
چگونگی شکل گیری اندیشه سیاسی سید اسدالله خرقانی
اندیشه یک نظام اسلامی در عصر مدرن در نزد متفکران شیعه پس از مشروطه ترکیبی بود از عناصر مختلفی از قبیل اسلامیت، ایرانیت و بازبینی در عقاید و باورهای شیعه به اشکال مختلف سنتی و محافظه¬کار، اصلاحگری و افراطگرایی. خرقانی از زمره آن دسته از روحانیون شیعه بود که ندای اصلاحگری سر داد و در زمینه اندیشه سیاسی نیز به تفسیری نو از حکومت اسلامی و مسئله اولوالأمر پرداخت. پژوهش حاضر با بررسی منابع و با رویکردی تاریخی– تحلیلی درصدد پاسخ به این پرسش تحقیق است که؛ اندیشه سیاسی خرقانی تحت تأثیر چه عواملی شکل گرفت و مفهوم اولوالأمر در اندیشه سیاسی وی از چه جایگاهی برخوردار بود؟ که دراین رابطه می توان گفت خرقانی تحت تأثیر جریانات و تحولات دوران انقلاب مشروطیت قرارگرفت و با ارائه نظریات خود در فقه سیاسی شیعه، تفسیر نویی مطرح کرد که سرانجام در اندیشه ولایت فقیه خود را نشان داد. از نظر او در عصر غیبت که آن را جاهلیت سوم خطاب می¬کرد، امر حکومت به صورت انتخابی و باید در دست طبقه آگاه به علوم دین قرار گیرد. این تفسیر سیاسی از اولوالأمر در عصر غیبت بود که با وجود نقد خرقانی بر خرافات مذهبی، او را در زمینه اندیشه سیاسی نوین شیعه، ممتاز کرده است.
بررسی تطبیقی مفهوم جاهلیت در اندیشه متفکران قرن بیستم (مطالعه موردی آیتالله خرقانی، سیّد قطب و ابوالأعلی مودودی)
استعمار جوامع اسلامی توسط غرب در قرن نوزدهم و بیستم میلادی واکنشهای فراوانی را به همراه داشت. متفکران مسلمان تلاش کردند تا در خصوص چرایی افول جوامع اسلامی که باعث شد، نسبت به غرب در موضع شکست قرار بگیرند، چارهجویی کنند. پاسخهای بسیاری به این امر صورت گرفت که در صدر آن یافتن دلایل این افول در میان خود مسلمانان بود. از همین رو متفکرانی نظیر آیتالله خرقانی در ایران، سیّد قطب در مصر و مودودی در هند با تقسیمبندی جامعه اسلامی به دورههایی نظیر آنچه در ایام بعثت واقعشده بود، تلاش کردند تا راهی برای برونرفت از شکست جوامع اسلامی در مقابل هجمههای وسیع فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و غیره پیدا کنند. در نگاه آنها جوامع کنونی مسلمان همانند دوره پیش از بعثت هستند و چهبسا جاهلیتی که دامنگیر آنان شده بسیار شدیدتر از ایام پیامبر باشد. پژوهش حاضر تلاش دارد تا از رهگذر مطالعه تطبیقی به بررسی مفهوم جاهلیت در اندیشه این سه متفکر بپردازد.
دربارهی مجله
نشریه "شریعت، فلسفه و اخلاق" تأیید اولیه کمیسیون نشریات وزارت علوم، تحقیقات و فناوری را کسب و پس از ارزیابی رتبه علمی ب را کسب نمود (لینک)
نشریه شریعت، فلسفه و اخلاق یک فصلنامه علمی ـ پژوهشی با دسترسی آزاد (Open Access) و فرآیند داوری دو سو ناشناس است که به انتشار مقالات علمی و اصیل در حوزههای مرتبط با فقه اسلامی، فلسفه نظری و اخلاق کاربردی میپردازد. این نشریه با هدف ارتقاء گفتگوهای میانرشتهای و توسعه مرزهای دانش در تقاطع شریعت، فلسفه و اخلاق تأسیس شده و بستری برای تبادل دیدگاههای نو و نقدهای علمی در زمینه مفاهیم حقوقی، عقلانی و ارزشی در سنت اسلامی و سایر سنتهای فلسفی فراهم میآورد.
نشریه در هر سال چهار شماره منتشر میکند و تمامی مقالات پس از ارزیابی اولیه، تحت داوری علمی دو یا سه داور متخصص و در فرآیندی دقیق، بیطرفانه و مبتنی بر استانداردهای بینالمللی ارزیابی میشوند. زبان انتشار مقالات فارسی و انگلیسی است و پژوهشگران داخلی و بینالمللی میتوانند آثار پژوهشی اصیل خود را در این نشریه منتشر کنند. هیئت تحریریه نشریه متشکل از اساتید و پژوهشگران برجسته در حوزههای فقه، فلسفه، اخلاق، حقوق، الهیات تطبیقی و نظریههای اخلاقی است.