اخلاق بدنمند یا غیربدنمند: استلزامهای معرفتشناسی، روششناسی و تربیتی در تعلیم و تربیت
کلمات کلیدی:
چرخش اخلاقی, پدیدارشناسی, ساختارهای اجتماعیچکیده
واژه اخلاق، خود حامل دو معنای متمایز است. اخلاق در معنای مورالیتی ، بیشتر به قلمرو قواعد تثبیت شده، هنجارهای اجتماعی و ارزشهای پذیرفته شدهای اشاره دارد که رفتار فرد را در چارچوب نظم موجود هدایت میکند. در این معنا، جنبههای بیرونی و الزامآور کنش انسانی در مرکز توجه قرار میگیرد. در مقابل، اخلاق در معنای اتیکی ناظر به پرسش فلسفی از خیر، مسئولیت و نحوه زیست درست انسان است؛ جستوجویی که از دل تجربه زیسته و تأمل فردی در موقعیتهای واقعی برمیخیزد. اخلاق اتیکی، برخلاف اخلاق مورالیتی، تکرار قوانین موجود نیست؛ بلکه تلاشی است برای فهم چگونگی بودن انسان در جهان و درک معنای حضور او در کنشهای انسانیاش. از دل همین تمایز، اخلاق در شکل زنده و زیستة خود معنا مییابد و از سطح انضباط اجتماعی به مرتبة وجودی و آگاهانه ارتقا پیدا میکند. علاوه بر تمایز معنایی، در تاریخ فلسفه نیز دربارة منشأ و ماهیت اخلاق، رویکردها و تفسیرهای گوناگونی شکلگرفته است؛ هر یک باتکیهبر بنیانهای خاص معرفتشناسی و هستیشناختی خود، درکی متفاوتی از خاستگاه تجربة اخلاقی انسان ارائه دادهاند. در یک سو، اخلاق به قلمرو ذهن و ارادة فردی فروکاسته شده است؛ در سوی دیگر، به سازوکارهای زیستی و عصبی انسان نسبتدادهشده، و در برابر این دو، پدیدارشناسی بدنمند با دیدگاهی جامع، اخلاق را نه امری انتزاعی، بلکه تجربهای در هم تنیده با بدن، آگاهی و حضور انسان در جهان می فهمد. بنابراین؛ در این پژوهش ماهیت اخلاق نه بهمثابه مجموعهای از هنجارهای تثبیت شده، بلکه بهمثابه تجربهای بدنمند از حضور آگاهانه و مسئولانه ی انسان در جهان بررسی میشود.
دانلودها
دانلود
چاپ شده
ارسال
بازنگری
پذیرش
شماره
نوع مقاله
مجوز
حق نشر 2025 Bijan Babaei; Fatemeh Teymouri, Hossein Momeni Mahmouei (Author)

این پروژه تحت مجوز بین المللی Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 می باشد.