تحلیل سیاقی تحول دلالت آیات قرآن در مقامات حریری: مطالعهای در کارکردهای تفسیری اقتباسهای قرآنی
کلمات کلیدی:
سیاق قرآنی, تحول دلالت, اقتباس قرآنی, مقامات حریری, تحلیل تفسیری, بینامتنیت, علوم قرآنیچکیده
یکی از مباحث بنیادین در علوم قرآنی، نقش سیاق در تعیین و محدودسازی دلالت آیات است. با این حال، کمتر پژوهشی به بررسی سرنوشت دلالت آیات در هنگام انتقال از سیاق قرآنی به سیاقهای ادبی پرداخته است. مقامات حریری از برجستهترین متون نثر عربی کلاسیک است که در آن آیات قرآن بهصورت گسترده و متنوع اقتباس شدهاند و از اینرو میتوان آن را نه بهعنوان موضوع مستقل تحلیل ادبی، بلکه بهمثابه میدانی برای تحقق بینامتنی و بروز تحول دلالت آیات در نظر گرفت. پرسش اصلی پژوهش آن است که انتقال آیات از سیاق وحیانی به سیاق روایی-ادبی چه تأثیری بر دلالت آیات دارد و این تغییرات در چارچوب علوم قرآنی چگونه قابل تحلیل است. پژوهش حاضر با رویکردی کیفی، تفسیری-تحلیلی و مبتنی بر تحلیل سیاق قرآنی، نمونهها را از طریق نمونهگیری هدفمند انتخاب کرده و در قالب روشی چندمرحلهای تحلیل میکند که از بازسازی سیاق تفسیری آیه آغاز شده و به بررسی تحول معنایی ناشی از جابهجایی سیاقی میانجامد. یافتههای پژوهش پنج الگوی اصلی تحول دلالت را نشان میدهد: حفظ دلالت، توسعه دلالت، تخصیص دلالت، انتقال دلالت و وارونگی دلالت. در بسیاری از نمونهها، فاصلهای معنادار میان دلالت مستقر در سیاق وحیانی و دلالت تولیدشده در سیاق ادبی مشاهده میشود، هرچند در برخی موارد هسته معنایی آیه یا واژه قرآنی تا حد زیادی حفظ شده است؛ فاصلهای که هم کارکرد زیباییشناختی و هم لایههای معنایی پیچیده اقتباسها را شکل میدهد. این پژوهش بهجای ادعای آزمون تجربی نظریه سیاق، نوعی اعتبارسنجی تحلیلی-کاربردی آن را در بستر متون بینامتنی ارائه میدهد. در نهایت، نتیجه گرفته میشود که اقتباسهای قرآنی در ادبیات کلاسیک میتوانند بهعنوان عرصهای عملی برای بررسی کارکرد نظریه سیاق در علوم قرآنی مورد استفاده قرار گیرند.
دانلودها
دانلود
چاپ شده
ارسال
بازنگری
پذیرش
شماره
نوع مقاله
مجوز
حق نشر 2025 فاطمه بوجار آرانی (نویسنده); محمد ناصحی; حسین خوشدل مفرد (نویسنده)

این پروژه تحت مجوز بین المللی Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 می باشد.