ادبیات سیاسی؛ هندسه پنهان مشروعیت در دوره حکومت عباسیان
کلمات کلیدی:
ادبیات سیاسی, مشروعیت, عباسیان, مدح, تشیع, شعوبیه, استقلال ادبی, تکامل ادبیچکیده
مشروعیت، بنیادیترین سرمایه هر نظام سیاسی، در خلافت عباسی (۱۳۲-۶۵۶ ه.ق) با چالشهای بنیادینی روبهرو بود. عباسیان با شعار مبهم «الرضا من آل محمد» به قدرت رسیدند، اما پس از استقرار با بحران توجیه حقانیت خود مواجه شدند. این مقاله با رویکرد میانرشتهای و بهرهگیری از نظریههای وبر (۱۹۲۲: ۱۲۴) و بوردیو (۱۹۹۲: ۵۳)، استعاره «هندسه پنهان مشروعیت» را در ادبیات این دوره واکاوی میکند؛ هندسهای که همزمان سه رکن حقانیت دینی، سنتی و عقلانی را بازتولید میکرد و از درون، همین ارکان را به پرسش میگرفت. این پژوهش با بررسی تاریخ و ساختار اداری خلافت و گذار از جامعه ایلاتی به تمدن شهرنشین، نشان میدهد که سیاست صلههای مالی، دیالکتیکی از وابستگی و استقلال ادبی را شکل داد. این دیالکتیک در تکامل شکلی شعر و نثر و پیدایش گرایشهای حماسی، غنایی، عرفانی و شیعی تبلور یافت. مدح، خلیفه را در هالهای از تقدس مینشاند، حال آنکه رگههای شیعهگرایی و شعوبیه، در لفاف داستانها و غزلها، مشروعیت آلعباس را به چالش میکشیدند. ادبیات سیاسی عباسی نه صرفاً ابزاری در دست قدرت، بلکه میدانی چندلایه و تنشآلود بود.
دانلودها
دانلود
چاپ شده
ارسال
بازنگری
پذیرش
شماره
نوع مقاله
مجوز
حق نشر 2026 Abolfazl Ghanizadeh

این پروژه تحت مجوز بین المللی Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 می باشد.