تحول مفهوم معنای زندگی در فلسفه معاصر غرب: از معنای متعالی تا بحران معنا با تأکید بر خوانش برگسونی
کلمات کلیدی:
معنای زندگی؛ فلسفه معاصر غرب؛ هانری برگسون؛ انگیزه حیاتی؛ دیرند؛ بحران معناچکیده
پرسش از معنای زندگی در فلسفه معاصر غرب، در پیوند با بحرانهای مدرنیته و افول تبیینهای متافیزیکی سنتی، تحولی بنیادین یافته است. هدف این پژوهش، واکاوی تطبیقی مفهوم معنای زندگی در جریانهای اصلی فلسفه معاصر (تحلیلی، قارهای و اگزیستانسیالیسم) و ارائه خوانشی بدیل بر اساس فلسفه حیات هانری برگسون است. این پژوهش از نوع کیفی و با روش توصیفی-تحلیلی و تطبیقی انجام شده است. ابزار گردآوری دادهها، مطالعه کتابخانهای و اسنادی بر پایه آثار فلسفی و پژوهشهای مرتبط بوده است. جامعه پژوهش شامل آثار و دیدگاههای فیلسوفان برجسته فلسفه معاصر غرب در حوزه معنای زندگی است و نمونه پژوهش بهصورت هدفمند از میان آراء دکارت، کانت، نیچه، ویتگنشتاین و کامو، همراه با آثار هانری برگسون انتخاب شده است. روششناسی تحقیق بر تحلیل مفهومی، مقایسه دیدگاهها و ارزیابی انتقادی استوار است و شیوه تجزیه و تحلیل دادهها بر مبنای استنباط کیفی از متون و تطبیق میان رویکردهای فلسفی صورت گرفته است. یافتهها نشان میدهد که فلسفه معاصر غرب از معنای متعالی و عینی به سمت معنای سوبژکتیو و در نهایت بحران نیهیلیسم حرکت کرده است. با این حال، دیدگاه برگسون با تکیه بر مفاهیم «دیرند»، «شهود» و «انگیزه حیاتی»، مسیری فراتر از بنبستِ میان «کشف» یا «خلق» معنا میگشاید. از منظر برگسون، معنا نه در غایات پیشساخته (غایتانگاری مکانیکی) و نه در پوچیِ ناشی از مادهگرایی، بلکه در «پویایی آفرینشگر» و سیلان دائمی حیات نهفته است. در این خوانش، معنای زندگی برآمده از استعلای درونی حیات و شهودِ مستقیمِ جریان خلاقی است که از جبر مکانیکی فراتر میرود و زندگی را به مثابه یک «عمل مداوم آفرینش» توجیه میکند.
دانلودها
دانلودها
چاپ شده
ارسال
بازنگری
پذیرش
شماره
نوع مقاله
مجوز
حق نشر 2025 Ameneh Sadeghi Zarrini (Author); Alireza Faghihi; Faezeh Nateghi (Author)

این پروژه تحت مجوز بین المللی Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 می باشد.