واکاوی ریشههای گنوسی در اندیشههای غالیان کوفه و تأثیر آن بر شکل گیری کلام شیعی در دو قرن نخست هجری
کلمات کلیدی:
معرفت, گنوس, شیعیان غالی, نجات بخشی, ثنویت, تجسمچکیده
یکی از سرزمینهای ادیان کهن ایران و جهان، حوزه میان رودان می باشد. با سقوط بابل و تسلط کوروش، این مناطق به عنوان مراکز تصمیم گیری، بخصوص برای ایرانیان ایجاد شد، تا جایی که این مناطق را ایرانشهر نیز خوانده اند. این منطقه حیاتی، محل پیدایش بسیاری از ادیان جهانی نیز بوده است، به نحوی که اندیشهها و ارای ایرانیان، با انبوهی از ادیان بومی کهن متفاوت ان منطقه نیز امیخته شد. در این دوره زمانی، ما شاهد گونه هایی از جنبشها و جریانهای فکری در تخاصم با امویان هستیم که بسیاری از اموزههای انها با مبانی اندیشههای اسلامی نیز تعارض داشت. با بروز این افکار و جریان ها، می توان این پرسش اساسی را مطرح ساخت که این افکار چگونه به ارای جنبشهای فکری، اعتقادی و حتی کلامی شیعیان مسلمان راه یافت؟ در پاسخ به این پرسش، فرضیه ما بر این اساس استوار است که برجسته ترین و بادوام ترین افکار التقاطی مذکور، اندیشهها و ارای گنوسی و رازورانه بوده که تا ورود اسلام و حتی در روزگار فرمانروایی امویان، دوباره در کوفه ظهور نمود و بدنبال ان تا شکل گیری کلام شیعی دو قرن نخست هجری نیز تداوم داشت. یافتههای این پژوهش نشان می دهد که کلیت حیات فکری، اعتقادی و اجتماعی این جریان ها، در قالب جنبشهای اجتماعی با رویکردی رادیکال همچون شیعیان غالی نیز ظهور نموده است که ترکیبی از عناصر و مولفه هایی همچون : دو بنی، معرفتی، تجسم، تناسخ، باطنی گری، رازورزی، نجات بخشی و غالیانه نیز همراه بوده است که این مولفهها متاثر از سرچشمههای فکری، ارای التقاطی و تفکرات جریانهای گنوسی و ثنوی نیزگزارش شده است.
دانلودها
دانلود
چاپ شده
ارسال
بازنگری
پذیرش
شماره
نوع مقاله
مجوز
حق نشر 2026 Iraj Behzadi (Author); Jalil Pourhassan Darabi; Abbas Ashorinejad (Author)

این پروژه تحت مجوز بین المللی Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 می باشد.