تأویل بهمثابه تجلی اسماء الهی: بررسی تطبیقی تأویل در عرفان ابنعربی و قبالا
کلمات کلیدی:
تأویل, ابنعربی, قبالا, تجلی, وحدت وجود, سفیروت, عرفان تطبیقیچکیده
پژوهش حاضر به بررسی تطبیقی مفهوم تأویل در عرفان ابنعربی و سنت عرفانی قبالا با تمرکز بر ایده «تأویل بهمثابه تجلی اسماء الهی» میپردازد. مسئله اصلی پژوهش آن است که تأویل در این دو سنت چگونه از سطح یک روش تفسیری فراتر رفته و به فرآیندی وجودی، شهودی و هستیشناختی تبدیل میشود. روش پژوهش توصیفی ـ تحلیلی و مبتنی بر مطالعه منابع اصلی و پژوهشهای معتبر در حوزه عرفان اسلامی و عرفان یهودی است. یافتهها نشان میدهد که در عرفان ابنعربی، تأویل بر بنیاد نظریه وحدت وجود، تجلی حق و نظام اسماء الهی استوار است و سالک از طریق عبور از ظاهر الفاظ به کشف مراتب باطنی معنا و شهود وحدت حقیقت نائل میشود. در مقابل، در سنت قبالا، تأویل در چارچوب مفاهیمی چون اینسوف، سفیروت، زبان قدسی، اسماء الهی و تیکون صورتبندی میشود و مفسر از طریق کشف مناسبات رمزی متن در فرآیند ظهور و بازسازی نظم قدسی عالم مشارکت میکند. هر دو سنت متن مقدس را عرصه تجلی حقیقت الهی میدانند و معنا را امری چندلایه، پویا و وابسته به مرتبه وجودی مفسر تلقی میکنند. با وجود این اشتراکها، غایت تأویل در دو سنت متفاوت است؛ در عرفان ابنعربی تأویل به شهود وحدت وجود و ادراک یگانگی حقیقت منتهی میشود، در حالی که در قبالا به مشارکت در ترمیم و بازگرداندن هماهنگی کیهانی میانجامد. نتیجه پژوهش نشان میدهد که تأویل در هر دو سنت را میتوان نوعی مشارکت در تجلی حقیقت دانست که در آن انسان نه صرفاً مفسر متن، بلکه بخشی از فرآیند ظهور معنا و تجربه امر قدسی است.
دانلودها
دانلودها
چاپ شده
ارسال
بازنگری
پذیرش
شماره
نوع مقاله
مجوز
حق نشر 2025 Tooba Mirzahosaini (Author); Taherh Hajebrahimi

این پروژه تحت مجوز بین المللی Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 می باشد.