آمارتیا سن و نقد مبانی هنجاری-اخلاقی اقتصاد رفاه و توسعه (رویکردی انتقادی به سیاست‌های رفاهی دولت‌های پنجم و ششم جمهوری اسلامی ایران)

نویسندگان

    سمیه معمارزاده سرحوضکی گروه علوم سیاسی، واحد مشهد، دانشگاه آزاد اسلامی، مشهد، ایران
    سعید گازرانی * گروه علوم سیاسی، واحد مشهد، دانشگاه آزاد اسلامی، مشهد، ایران saeed.gazerani@iau.ac.ir
    حمید سعیدی جوادی گروه علوم سیاسی، واحد مشهد، دانشگاه آزاد اسلامی، مشهد، ایران

کلمات کلیدی:

مبانی هنجاری-اخلاقی, رفاه و توسعه, قابلیت, آمارتیا سن, دولت‌های پنجم و ششم جمهوری اسلامی ایران

چکیده

اقتصاددانان رفاه بر این باورند که بازارها همیشه نمی‌توانند منابع را به طور موثر توزیع کنند. آن‌ها این موارد را «نارسایی‌های بازار» می‌نامند و معتقدند که در این شرایط، نهادهای سیاسی باید به عنوان مکمل یا جایگزین بازار مداخله کنند. اصول اقتصاد رفاه نخستین بار توسط آلفرد پیگو تدوین شد. اقتصاددانان رفاه معتقدند دولت‌ها مسئول اصلاح این نارسایی‌ها هستند، زیرا تصمیم‌گیری‌های ناهماهنگ افراد منجر به پیامدهای اجتماعی بهینه نمی‌شود. کارآمدترین راه مداخله، کم‌هزینه‌ترین راه‌حل است که از طریق تجزیه و تحلیل هزینه-فایده تعیین می‌شود. در این میان، آمارتیا سن، به عنوان یک اقتصاددان و فیلسوف سیاسی، با نقد مبانی هنجاری اقتصاد رفاه و توسعه، تلاش کرد تا تضادهای اجتناب‌ناپذیر و غیرکارکردی نظریه اقتصاد رفاه و توسعه را با عطف توجه به ابعاد انسانی، اجتماعی و فرهنگی جامعه در نظر بگیرد. هدف اصلی تحقیق حاضر این است تا با استفاده از نظریه اقتصاد رفاه و توسعه و نظریه عدالت و رهیافت قابلیت آمارتیا سن، رویکردهای کلی و سیاست‌های اقتصادی اجتماع‌محور در دولت‌های پنجم و ششم هاشمی رفسنجانی را مورد ارزیابی نقادانه قرار دهیم. روش تحقیق حاضر به صورت توصیفی-تحلیلی است و پرسش اصلی تحقیق حاضر عبارت است از: بر پایه نظریه قابلیت سن، مهم‌ترین ویژگی سیاست‌های رفاهی دولت‌های پنجم و ششم چیست؟ فرضیه تحقیق نشان می‌دهد که دولت‌ هاشمی رفسنجانی با در پیش گرفتن سیاست‌های تعدیل اقتصادی، خصوصی‌سازی و اجرای پروژه‌های زیرساختی بزرگ، عملاً بنیادهای اجتماعی-سیاسی جامعه را به کلی نادیده گرفت و تلاش کرد تا اقتصاد را در اولویت دولت خود قرار دهد. اما این رویکرد، نه تنها زمینه نوعی بحران سیاسی را در خودش پدید آورد، بلکه از نظر اقتصادی نیز، نابرابری را در جامعه ایران تشدید کرد. می‌توان گفت سیاست‌های کلی دولت هاشمی در خصوص حل مسائل اقتصادی با در پیش کشیدن یک رویکرد نسبتاً رادیکال یعنی اقتصاد رفاه و توسعه، توانست هر نوع بدیل اقتصادی توسعه را به کناری بزند. دولت‌ هاشمی به جای تمرکز بر گسترش قابلیت‌های عمومی افراد در جهت رفع فقر و نابرابری و باز کردن فضای کشور برای ایجاد یک گفتگوی ملی خردمحور، به سمت و سوی شکل دادن به جامعه‌ای حرکت کرد که از نظر سیاسی، بسته و از نظر اقتصادی، به شدت متکی به دولت بود.

دانلودها

دسترسی به دانلود اطلاعات مقدور نیست.

دانلود

چاپ شده

۱۴۰۵/۰۴/۰۱

ارسال

۱۴۰۴/۱۲/۰۵

بازنگری

۱۴۰۵/۰۲/۲۷

پذیرش

۱۴۰۵/۰۳/۰۴

شماره

نوع مقاله

مقالات

ارجاع به مقاله

معمارزاده سرحوضکی س.، گازرانی س.، و سعیدی جوادی ح. (1405). آمارتیا سن و نقد مبانی هنجاری-اخلاقی اقتصاد رفاه و توسعه (رویکردی انتقادی به سیاست‌های رفاهی دولت‌های پنجم و ششم جمهوری اسلامی ایران). شریعت، فلسفه و اخلاق، 1-20. https://journalspe.com/index.php/spe/article/view/120

مقالات مشابه

1-10 از 139

همچنین برای این مقاله می‌توانید شروع جستجوی پیشرفته مقالات مشابه.