تحلیل تأثیرپذیری عرفان اسلامی از میراث فکری و فرهنگی ایران باستان
کلمات کلیدی:
عرفان اسلامی, ایران باستان, زرتشتیگری, حکمت اشراق, تصوف ایرانی, میراث فرهنگیچکیده
این مقاله با هدف تحلیل تأثیرپذیری عرفان اسلامی، بهویژه در صورت ایرانی آن، از میراث فکری و فرهنگی ایران باستان تدوین شده است. مسئله اصلی پژوهش آن است که عرفان اسلامی در ایران، در عین اتکا به مبانی قرآنی، سنت نبوی، توحید، شریعت و تجربه باطنی مسلمانان، در بستری تاریخی و فرهنگی شکل گرفت که پیش از اسلام نیز از سنتهای معنوی، نمادهای قدسی و جهانبینیهای اخلاقی برخوردار بود. مقاله با رویکرد توصیفی ـ تحلیلی و روش تطبیقی، مفاهیم و نمادهایی مانند نور، آتش، پاکی، راستی، تقابل روشنایی و تاریکی، عناصر طبیعی، سلوک، تزکیه نفس و انسان کامل را بررسی میکند و نشان میدهد که این عناصر در عرفان اسلامی نه بهصورت انتقال مستقیم و بدون تغییر، بلکه در قالب بازتفسیر، درونیسازی و بازآفرینی معنوی حضور یافتهاند. یافتههای پژوهش نشان میدهد که نور در عرفان اسلامی ایرانی از نماد حقیقت و پاکی در سنت باستانی به نشانه معرفت، تجلی و حضور الهی تبدیل شد؛ آتش از نماد آیینی قداست به استعاره عشق، سوز، طلب و تطهیر درونی بدل گردید؛ و تقابل خیر و شر یا روشنایی و تاریکی از سطح کیهانی و اسطورهای به سطح اخلاقی، روانی و سلوکی انتقال یافت. همچنین ادبیات عرفانی فارسی، بهویژه شعر صوفیانه، مهمترین بستر بازآفرینی این میراث بود و توانست میان حافظه فرهنگی ایران و جهانبینی اسلامی پیوند برقرار کند. نتیجه مقاله آن است که عرفان اسلامی ایرانی را باید حاصل تعامل خلاق میان متن اسلامی، تجربه صوفیانه، حکمت فلسفی، زبان فارسی و میراث معنوی ایران باستان دانست.
دانلودها
دانلودها
چاپ شده
ارسال
بازنگری
پذیرش
شماره
نوع مقاله
مجوز
حق نشر 2025 Hadi Izadi Asli (Author); Behrouz Afshar; Mohammad Ali Yousefi (Author)

این پروژه تحت مجوز بین المللی Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 می باشد.