کاربست فلسفه جامعهشناسی در روششناسی کیفی: بازاندیشی در میدان تحقیق
کلمات کلیدی:
فلسفه جامعهشناسی, روششناسی کیفی, میدان تحقیق؛ معنا, واقعیت اجتماعیچکیده
روششناسی کیفی در دهههای اخیر به یکی از مهمترین رویکردهای مطالعه پدیدههای اجتماعی تبدیل شده است، اما بهرهگیری از آن بدون توجه به مبانی فلسفی و جامعهشناختی میتواند به تقلیل روشهای کیفی به مجموعهای از فنون گردآوری داده منجر شود. هدف این مقاله بررسی نسبت میان فلسفه جامعهشناسی و روششناسی کیفی و تبیین نقش این نسبت در بازاندیشی مفهوم میدان تحقیق است. این پژوهش با رویکردی تحلیلی ـ تفسیری و بر پایه مطالعه منابع نظری و آثار کلاسیک و معاصر فلسفه جامعهشناسی، جامعهشناسی تفسیری و روششناسی کیفی انجام شده است. یافتهها نشان میدهد که واقعیت اجتماعی در رویکردهای تفسیری و پدیدارشناختی، امری ثابت و مستقل از کنشگران نیست، بلکه در بستر تعاملات اجتماعی، تجربههای زیسته و فرایندهای معناسازی شکل میگیرد. بر این اساس، میدان تحقیق نه صرفاً فضایی برای گردآوری داده، بلکه عرصهای برای تولید و بازتولید معنا، تعامل میان ساختار و عاملیت، و شکلگیری دانش اجتماعی است. همچنین نتایج نشان میدهد که ابزارهای اصلی پژوهش کیفی مانند مصاحبه، اتنوگرافی و تحلیل گفتمان باید بهعنوان فرایندهایی تفسیری و بیناذهنی فهم شوند که در آنها پژوهشگر نقش فعالی در تولید دانش دارد. مقاله بر اهمیت بازتابندگی پژوهشگر تأکید میکند و آن را شرطی اساسی برای دستیابی به شناخت معتبر از واقعیت اجتماعی میداند. در نهایت، الگوی مفهومی مبتنی بر پیوند معنا، ساختار، عاملیت، میدان تحقیق و بازتابندگی ارائه میشود که میتواند مبنایی برای تقویت پژوهشهای کیفی در علوم اجتماعی و گسترش فهم انتقادی از واقعیت اجتماعی باشد.
دانلودها
دانلودها
چاپ شده
ارسال
بازنگری
پذیرش
شماره
نوع مقاله
مجوز
حق نشر 2026 Habibeh Gharavi (Author); Majid Kafi

این پروژه تحت مجوز بین المللی Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 می باشد.